صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠
هم همین جا را دیدند.
تبلیغات آنها به گوششان خورده، آنى که وجدانا دیدند که کردستان هیچ برایش کارى انجام گرفته نشده است، نه بیمارستان دارد، نه اسفالت دارند، نه چه دارد، خیال مىکنند که فقط اینجا ندارد، جاهاى دیگر همه آن تبلیغات را که کردند، همه را درست کردند، اینجا را نکردند، بلوچها هم خیال مىکنند که این تبلیغاتى که شده است و آنى که خودشان به چشم مىبینند، عینا مىبینند، مىبینند که اینها خوب با هم مخالف است، مىگویند پس جاهاى دیگر درست است و حال آنکه در مدتى که ما به ایران آمدیم و طوائف مختلفه آمدند اینجا و همه این مسائل را گفتند، من گفتم، درست شما مىگوئید براى اینکه یک چیزى آدم با چشمش مىبیند، یک چیزى را مىشنود، شما گوشهایتان پر شده از تبلیغاتى که تمدن بزرگ و دروازه تمدن بزرگ گوشها را پر کرده، از آنطرف مىبینید که خوب، اینجا که نیست، خیال مىکنید که همینجا نیست، دیگر جاها تمدن بزرگ رسیده، آنها هم خیال مىکنند همه جا هست الا اینجا، وقتى بگردیم مىبینیم هیچ جائى، خوب از تهران، تهران که پایتخت است شما بروید تهران در این زاغهها ببینید که کردها و عرض کنم بلوچها کارشان بدتر است یا این زاغهنشینهاى اطراف تهران، اینهائى که الان در حاشیه تهران هستند، من اینها را گاهى وقتها در تلویزیون مىبینم خانهشان را نشان مىدهند، سوراخهائى که از این سوراخها بیرون مىآیند، بچههاشان، زندگیشان را، اینها را من باید بگویم خیلى بدتر از کردستان، خیلى بدتر از بلوچستان، در حاشیه تهران هستند. آقا بنابراین بود که این مملکت را اینطورى بزرگ کنند نگذارند اصلا یک رشدى بکند، اصلا بنابراین بود که ما ذخائر زیر پایمان را آنها ببرند، ذخائر ما را ببرند و ملت ما خودشان گرسنگى بخورند، خودشان بدبختى بکشند. شما گمان نکنید که کردستان بدتر از همه جاست، بلوچستان از کردستان مىگویند بدتر است، بلوچ مىگوید بلوچستان بدتر، شما مىگویید کردستان بدتر، هر دو درست مىگویید براى اینکه مىبینید قضایا را مىگوئید، مىبینید از بدتر که چیزى نمىشد و من که اطراف تهران را از نجف که بودم به من هى اطلاع دادند، اینجا هم که آمدم در تلویزیون چند دفعه تا حالا دیدم، دیگر زندگى از این بدتر؟ باید چه بگوییم اسمش را؟ یک سوراخ آدم مىبیند که یک مرد آمد بیرون، یک زن آمد بیرون، چند تا بچه آمدند، یک سوراخ، اصلا بنا بر این بوده است که اینطور بکنند و حالا هم بنا بر این است که نگذارند این نهضت به ثمر برسد، برنامههائى که در اسلام هست پیاده بشود، چه کنند که نمىگذارند، مىروند در هر جا که ببینند چند تا گوش هست، آنها به آن مىخوانند به اینکه، نه این اسلام بدتر از سابق، اینها همان مسائل است - اسمش - اسم رویش گذاشتند، اینها دیکتاتورتر هستند از دیگران، دیکتاتورى عمامه بدتر از دیکتاتورى کذا، کدام دیکتاتورى؟ خوب من یک عمامهاى هستم، کدام از ما، چه دیکتاتورى؟ همه آقایان دیدند که دارند ترویج مىکنند، البته اینها - مىخواهند - چیزهائى که داشتند از دستشان رفته و مىخواهند تبلیغ کنند بر ضد ما.