صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٠
آنطور حتى براى سگهایشان اتومبیل داشته باشند و یک دسته دیگر توى این زاغهها باشند که هر ده نفرشان یک سوراخى، اصلاً قابل تحمل نیست. و من اعلام خطر کردم به آنها گفتم اگر خداى نخواسته یک وقت مردم، در متن اسلام انفجار پیدا بشود، یک وقت این است که در زمان طاغوت یک چیزى واقع مىشد، خوب، مىگفتند طاغوت است و ماها هم به آنها مىگفتیم که انشاءالله اسلام اگر تحقق پیدا کند، کارها انشاءالله درست مىشود و حالا هم همان معنا را مىگوییم، یک وقت این است که در اسلام خداى نخواسته یک یاسى پیدا بشود براى خاطر اینکه ما هم نتوانیم این اشخاص فاسد را بکشیم یک قدرى پایین و این مستضعفین را یک قدرى بالا و به هم نزدیکشان بکنیم، اگر یک انفجارى پیدا بشود با یاس از اسلام، هیچ قدرتى نمىتواند خاموشش کند و این خطرى است براى این طبقهاى که به فکر نیستند. من به آنها نصیحت کردم، حالا هم به همه کسانى که داراى اموال زیاد هستند نصیحت مىکنم که شما فکر بکنید، بدانید که اگر خداى نخواسته این جمعیت مایوس بشوند، انفجار در آنها پیدا بشود، همه شما، همه ما از بین خواهیم رفت. باید فکرى بنشینید بکنید خودتان، خودتان فکر بکنید، البته آنها فکر نکنند، ما فکر مىکنیم، اینطور نیست که ما فکر نکنیم، ما با وجوه شرعیه، با ولایت الهیه با آنها عمل مىکنیم. من در نجف هم که بودم، در صحبتى که، مصاحبهاى که از لوموند آمدند کردند گفتم به آنها که ما وضعمان چه جورى است. خودمان آنهائى که داراى کذا و کذا هستند به حساب مىکشیم و حسابهایشان را رسیدگى مىکنیم و اسلام اینطور نیست که همچو اجازه بدهد که این دسته آنطور، آن دسته آنطور، این ابدا اسلام همچو اجازهاى را نداده. اینها باید حسابهایشان کشیده بشود، اینها اصلاً حساب نداشتند با اسلام، رباخوارها باید حسابشان کشیده بشود در موقعش، البته حالا هم مىکنند اما باید به طور صحیح بشود. در هر صورت شما متوجه باشید به اینکه ما مىدانیم این گرفتارىها را و من مىدانم که در بعض از جاها. و اما راجع به اینکه گفتید هماهنگ نیستند این دادگاهها، همین معنا در چند روز پیش از این، در قم یک اجتماعى از همه اینها شد و همه را دعوت کردند و یک وضع هماهنگى را پیشنهاد کردند، و انشاءالله این هم درست خواهد شد و ما مىدانیم که خوب بعضى از اشخاص هستند و حتى بعضى از معممین هستند که درست عمل نمىکنند و ما باید البته با تدریج آنها را اصلاح بکنیم. درست خواهد شد، مطمئن باشید.
شما بودید که با مشت خالى این دولت قوى را، این قدرت شیطانى را شکستید و به جهنم فرستادید. شما حالا از چه مىترسید؟ از چهار تا دموکرات که ترس ندارد و چهار تا دزد. اینها دزدهائى هستند که من یادم هست، شما شاید هیچ کدام یادتان نباشد که دزدها مىآمدند، حتى در خمین که ما بودیم، وقتى ریختند که مىخواستند خمین را بگیرند منتها مردم جلوگیرى کردند، اینها هر روز سر گردنهها بودند و دزدى مىکردند. ولى در یک مدتى دزدىها همه متمرکز شد در یک جا و او در پیش رضاخان و پسرش، همه دزدىها را متمرکز کردند در یک جا، جلو گرفتند از سایر دزدها اما دزدىها را خودشان کردند. حالا آنها رفتند و یک قدرى بر آنها آزادى پیدا شده و چهار تا دزد هم دزدى مىکند. از این چهار تا دزد چه کسى باید بترسد؟ هیچ کس از این چهار تا دزد نمىترسد. اینها اصلاح مىشود،