صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٤
طرفهاى، همانطورى که شما، دکترهاى شما وقتى که بخواهند امتحان کنند یک دوائى را به خرگوش مىزنند با به موش مىزنند، اینها به دنیاى سوم مىفرستند، ما با اینها مىتوانیم بنشینیم صحبت کنیم؟! ما با اینها مىتوانیم که، مملکتى را که آنها اینطور ما را حساب مىکنند، مثل خرگوش ما را حساب مىکنند یا بدتر، امتحان دواهاشان را روى جوانهاى ما مىکنند، ما با اینها چه صحبت بکنیم. آنها که شبکه جاسوسى در اینجا درست کردند، توطئه درست کردند، کردستان و امثال اینها را، اینها نقشه مىکشند و راه مىدهند، ما با اینها بنشینیم صحبت بکنیم، چى چى صحبت بکنیم؟ ایشان مىخواهند چه صحبت بکنند؟ ما مىگوئیم یک نفر آدمى که پنجاه و چند سال خودش، پدرش در اینجا حکومت جائرانه برخلاف قوانین اسلام، برخلاف میل ملت حکومت کردند و همه چیز ما را از بین بردند، بدهند دست ما، یک مطلب حقى است ما بگوئیم بدهید این جانى را که جوانهاى ما را کشته است، این جانى که همه ذخایر ما را به رایگان داده است و خیانت و جنایت به ما کرده، این را دست ما بدهید. چه مىگوئید شما؟ خواهید بیائید بگویید که باشد آنجا، یا مىخواهید بیائید بگوئید که نه، شما دیگر حالا ببخشید ایشان را؟ چه چیز مىخواهید به ما بگوئید؟ مىخواهید تحویل بدهید، خوب، تحویل بدهید، دیگر گفتگو ندارد، حرف ندارد این، خوب تحویل بدهید این جانى را، تحویل ما بدهید، لانه جاسوسى هم از اینجا بردارید، بنشینیم آنوقت دولت ما صحبت بکنند راجع به مسائل ارتباطاتى که معلوم نیست یک ارتباط صحیح هم باشد، لکن با همه ملتها، ما با هیچ ملتى بد نیستیم، اسلام آمده بود براى تمام ملل، براى ناس یا ایهاالناس ، اسلام براى همه است، دلسوز براى بشر است، ما هم تابع اسلامیم، ما هم دلسوزیم براى بشر، ما با هر کس که با ما به طور انسانى رفتار کند ما با او دوستیم، اما ما را حساب کنند، ما را از موش بدتر نکنند که دواهاى خودشان را روى ما حساب کنند، روى ما امتحان کنند، ما را هم آدم حساب کنند آنها. اینهائى که دم مىزنند از این طرف و از آن طرف، فهمند این را که آنها به شما چه نظرى دارند، آنها شما را چه مىدانند. حیثیت ما از دست مىرود، این حبسىها، این شلاقها حیثیت ما را، آقا، آنها براى ما چیزى قائل نیستند، آنها شما را موش دانند بدتر از موش مىدانند، آنها از حیوانات مىگویند حمایت مىکنیم، اما ما را آنطورى حساب مىکنند. شما چه حیثیتى دارید، ما چه حیثیتى پیش اینها داریم، ما چه صحبتى با اینها داریم، چه چیز بنشینیم با اینها بگوئیم. آن کسى که لانه جاسوسى اش در ایران هست و آنطورى که اینها مى گویند، مىگویند اصلاً عقل ماها نمىتواند برسد که اینکه اینها چه بساطى اینجا درست کردند براى توطئه، کارشناسها باید بروند آنجا تا بفهمند، تا چه اندازه هم بفهمند، من نمىدانم، یکىشان که اینجا بود، آنجا آمده بود پیش من گفت ما یک چیزى پیدا کردیم به اندازه عدس، این گیرنده و فرستنده است، گفت اندازه عدس است. روابط، اینها با همه جا داشتند، مرکز جاسوسى شاید شرق بوده اینجا، اینجا را جاى امنى براى خودشان درست کرده بودند، آقاى آریا مهر اینجا را تقدیم کرده بود به اینها هر کارى بخواهند بکنند، مرکز جاسوسى همه جا بوده، مىگویند نه مخصوص به ایران بوده است، براى همه جا، اینجا مرکزیت براى همه جا داشته است و مرکز توطئه براى همه جا بوده است. این مرکز را از اینجا کلکش را بکنند و آن خائن را هم دست ما