صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٩
ولایت فقیه ضد دیکتاتورى است، نه دیکتاتورى
شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمىخواهد به مردم زورگوئى کند. اگر یک فقیهى بخواهد زورگوئى کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت مىکند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود تابع قانون الهى، توانست تخلف بکند. خداى تبارک و تعالى مىفرماید که اگر چنانچه یک چیزى بر خلاف آن چیزى که من مىگویم تو بگوئى من ترا اخذ مىکنم و وتینت را قطع مىکنم، به پیغمبر مىفرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصى بود که از او مىترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتورى بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آنوقت فقیه هم مىتواند باشد. اگر امیرالمومنین سلام الله علیه یک آدم دیکتاتورى بود، آنوقت فقیه هم مىتواند دیکتاتور باشد. دیکتاتورى در کار نیست، مىخواهیم جلوى دیکتاتور را بگیریم. ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجارى خودش بیرون برود، نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پاى خطائى بردارد، نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطائى بکند، نظارت کند بر همه دستگاهها، بر ارتش که مبادا یک کار خلافى بکند. جلو دیکتاتورى را ما مىخواهیم بگیریم، نمىخواهیم دیکتاتورى باشد، مىخواهیم ضد دیکتاتورى باشد، ولایت فقیه ضد دیکتاتورى است نه دیکتاتورى. چرا اینقدر به دست و پا افتادهاید و همهتان خودتان را پریشان مىکنید بیخود؟ هر چه هم پریشان بشوید و هر چه هم بنویسید، کارى از شما نمىآید. من صلاحتان را مىبینم که دست بردارید از این حرفها و از این توطئهها و از این غلط کارىها. برگردید به دامن همین ملت، همانطورى که توصیه به دموکراتها کردم به شما هم مىکنم و شما و آنها را مثل هم مىدانم منتها شما ضررتان بیشتر از آنهاست.
من توصیه مىکنم به شماها اینقدر اجتماع نکنید و اینقدر حرف نزنید. هر روزى یک چیزى درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریهاى بدهید، نه، اینها غلط است، اینها اسباب این مىشود که نهضت ما خداى نخواسته اگر (اگر، والا شما کوچکتر از آن هستید) اگر این نهضت خداى نخواسته به ثمر نرسد، تمام شماها، آنهایى که البته پیوسته به خارجىها هستند و پیوسته به رژیم هستند، آنها در صف بالا مىنشینند و باز پارکها و باز بساط را درست مىکنند، اما ملت ما چه مىشود حالش؟ این ملت ضعیفى که دو هزار و پانصد سال زیر یوغ آنها بوده که شما برایشان مرثیه خوانى مىکنید و پنجاه سال زیر یوغ این پدر و پسر، پنجاه و چند سال زیر یوغ این پدر و پسر بودند که شما حالا دارید طرفدارى از آنها مىکنید، منتها با صورت و طرفدارى از تزشان مىکنید، طرفدارى از مقصدشان مىکنید، این ملت ما حالش چه مىشود؟ این مملکت ما حالش چه مىشود؟ این اسلام حالش چه مىشود؟ شما دارید کمک مىکنید به دشمنهاى کشور ما، به دشمنهاى ملت ما و خودتان یا ملتفت نیستید یا از روى التفات مىکنید، بعضىتان از روى التفات است، بعضىتان هم التفات ندارید به مساله. اینقدر هیاهو درست نکنید.
هر چند روزى که یک اجتماعى مىشود یکى مىایستد صحبت مىکند، یا نوار مىگوید و هر چه