صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٥
مى بینید که اظهار اسلام مى کنند، از شما هم بیشتر دارند اظهار اسلام مىکنند، از این سنخ جمعیت هستند که اسلام را اگر هم بخواهند، نه آن اسلامى است که پیغمبر اکرم فرموده است، یک چیز دیگرى، وارونهاش مىخواهند بکنند به یک صورت دیگرى، در ارتش همه چیزش را مىخواهند وارونه کنند. در بین این افراد خیلى از اینها هستند که بسیار اسم اسلام را مىبرند و بسیار هم دلسوزى براى اسلام مىکنند، اما اگر دلسوزى بکنند، براى آن اسلام خودشان، نه براى اسلام ما. بعضى دیگر هم هستند که اصلاً نه، اعتقادى به اسلام هم ندارند چنانچه به این انقلاب هم اعتقادى نداشتند ولى حالا صد در صد اسلامى شدند و انقلابى. حالا شما توانید یک کسى را پیدا کنید که بگوید من انقلابى نیستم . همه هم مىگویند ما از اول بودیم. الان همه اینهائى که مىآیند، مىگویند ما حبسها رفتیم، چه کردیم، مخالفتها کردیم در زمان طاغوت. حالا دیگر اسم آن رژیم پیش آنها هم طاغوت شده است در صورتى که در دلشان این نیست. اینها الان از اسلام مىترسند، سخت هم مىترسند، در صورتى که اسلام براى همه خوب است، لکن اینها وحشتشان زد، البته براى خیانتکار، اسلام هم خوب نیست، هیچ دین توحیدى براى اسلام خوب نیست، اسلام مخالف با خیانتهاست، مخالف با این است که این جوانهاى ما را به تباهى بکشند به اسم اسلام یا به اسم ترقى و تعالى و این مملکت ما را به آنطور که دیدید کشیدند، به اسم تمدن بزرگ. اینها هم که مىگویند اسلام، نظیر تمدن بزرگ آن مردک است که با اسم تمدن بزرگ مملکت ما را به اینجا رسانید که الان همه جمع شدند و نمىتوانند اصلاحش کنند. اینها هم با اسم اسلام مىخواهند بکلى اسلام را کنار بگذارند و یک چیز مادى جاى او بگذارند که همه چیزش مادى باشد. به اسم اسلام، ترویج مادیت را مىکنند بعضىشان. ما باید یک اسلامى که براى همه خوب است، این اسلامى که هم معنویات دارد، معنویاتش بالاترین معنویات است، مادیاتش هم سالم ترین مادیات، بیایند در همین با ما، همراه با مسلمانها، همراه با جوانها، همراه با این روحانیون عزیزى که همه چیزشان را الان گذاشتند براى همین کار این آقائى نیست که مىبینند. یک وقتى است که باید رفت، وظیفه است.
لزوم بقاى کمیتهها و دادگاههاى انقلاب جهت حفظ نظام کشور
این کمیتهها باید باشد. غلط مىکند کسى که مىگوید کمیته نه. کمیتهها اگر نباشند، پاسدارها اگر نباشند، این دادگاهها اگر نباشند، کى مىتواند این مملکت را اداره کند؟ کى اداره کرد این مملکت را آن روزى که این مردک رفت و آشفته شد همه چیز؟ همین روحانیون اطراف همه ولایات و این جوانهائى که براى خدا قیام کرده بودند و این مردم متعهدى که براى خدا قیام کرده بودند، اینها آمدند و همه جا را دست گرفتند، و درست کردند آشفتگىها را. اگر نبودند، حالا هیچ کس نبود، هیچى نبود. حق ندارد کسى نسبت به اینها یک تعدى بکند و یک فرمانفرمائى. این کمیتهها باید باشند، این پاسدارها باید باشند، این دادگاه انقلاب باید باشند. دادگسترى غلط مىکند که به اینها حرفىزند. دادگسترى روى موازین خودش برود، آن هم موازین غلطى که باید اصلاح بشود. این بعضى از این