صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٥
به این افکار پوسیدهاى که اینها تزریق کردند به وسیله قلمهاى فاسد و به وسیله گفتارهاى منحرف کننده و اینها ما را همچوبار آوردند و جوانهاى ما را همچو بار آوردند که آنکه زهر مهلک براى جامعه ما بود، خیال کند دواى دردش است. الان هم همین فاسدها بعضى از همین فاسدها در جامعه ما هستند، در همه جا هستند، در دانشگاه هم هست، در همه جاى مملکت ما هست و توقع این را نداشته باشید که یک درد پنجاه و چند ساله، یک چند روزه و چند ساعت و چند وقت و چند ماه و چند سال معالجه بشود. شما ملاحظه کنید، یک کسى که یک ربع ساعت سرماخوردگى برایش پیش مىآید یک ماه گاهى احتیاج به معالجه دارد و یک جامعهاى که ٢٥٠٠ سال زیر یوغ اشخاص بوده است که براى خودشان مىخواستند جاه و مقام درست کنند و ظلمشان بر جامعه همه طرف بوده است و آنکه ما یادمان است پنجاه و چند سال بدترین اوقات را مملکت ما گذارند، بدترین اوقات تاریخ ما بود یعنى از همه اطراف به ما هجوم آورده بودند، به مملکت ما هجوم آورده بودند، همه قشرها را بعد از مطالعه در خدمت گرفته بودند و ما را از خودمان بکلى تهى کرده بودند.
باید ما، نه ما تنها، شرق باید شرق خودش را که گم کرده پیدا کند. اینها با تبلیغات خودشان ما را همچو به غرب برگرداندند و غربزده کردند که همه چیز خودمان را، همه مفاخر خودمان را یادمان رفت، براى خودمان دیگر چیزى قائل نیستیم. همین چند روز پیش از این یک آقایى که من او را نمىشناسمش آمد اینجا نشست همچو تند تند هى شروع کرد گفتن که آقا ما محتاجیم به آنها، محتاجیم به آنها، ما از آنها باید همه چیز بگیریم، من اصلاً جوابش را ندادم لکن یک همچو مغزهایى است. ما تا نفهمیم که محتاج به آنها نیستیم، نفهمیم که آنها محتاج به ما هستند، نه ما محتاج به آنها، نمىتوانیم اصلاح بشویم. شرق همه چیز دارد فرهنگش از فرهنگ غرب بهتر است فرهنگ غرب از شرق رفته است همه چیزش از غرب بهتر است فقط تهىاش کردند از خودش، فقط تبلیغات دامنهدارى که به وسیله نوکرهاى اینها که الان هم موجودند در مملکت ما، الان هم با صورتهاى مختلف در مملکت ما موجودند و مع الاسف اشخاصى دامن مىزنند به اینکه. اینها را بزرگ کنند، اینها ما را از خودمان تهى کردند به طورى که ما خیال مىکنیم هر چیز هست از آنجاست. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، تا شرق خودش را پیدا نکند، تا آن گمشده پیدا نشود، نمىتوانیم سر پاى خودمان بایستیم. باید از مغزهاى ما اسم غرب زدوده شود. در مقابل آنوقت که هر خیابانى که مىخواستند بیشتر ترویجش کنند خیابان روزولت، خیابان نمىدانم زهر مار هى از آنها هر دواخانهاى که مىخواستند بیشتر مشترى پیدا کند یک اسم خارجى رویش مىگذاشتند. هر دوائى را که مىخواستند دوا را خودشان درست مىکردند لکن مىخواستند ترویج بشود، یک اسمى از آنها رویش مىگذاشتند. هر پارچهاى را که مىبافتند، اصفهان پارچه مىبافت لکن اسم آنها را رویش مىگذاشت. ما همه چیزمان را باختیم. حالا دزدها را بیرون کردیم اما خودمان را پیدا نکردیم باید خودمان را پیدا کنیم. شرق باید در غرب را ببندد، در غرب را به روى خودش ببندد. تا غرب راه به اینجا دارد شما به استقلال خودتان رسید و تا این غربزدههایى که در همه جا موجودند از این مملکت نروند یا اصلاح نشوند شما به