صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٤
تاریخ: ٧/٨/٥٨
بیانات امام خمینى در دیدار با اعضاى انجمن اسلامى دانشجویان مدرسه عالى ترجمه مفیدى
ما باید خودمان را پیدا کنیم تا بتوانیم سر پاى خودمان بایستیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مثل کشور ما مثل بیمارى است که لااقل پنجاه و چند سال بیمارى کشیده است و همه قشرها به بیمارى او دامن زدند و الان از بار قشرهائى که دامن به بیمارى او مىزدند فارغ شده است لکن بیمار است. از بیمارى که پنجاه و چند سال به بیمارى او کمک کردند و خائنین دامن زدند، نباید متوقع بود که به مجرد اینکه دامن زنها خارج شدند بیمار فوراً صحیح بشود. این بیمارى که در جامعه ما از غرب پیدا شده است، از ممالک خارجى که مىخواستند ما را همه چیزمان را ببرند، این بیمارى غربى را توقع نداشته باشید که با هشت ماه یا با هشت سال یا با بیست سال این بیمارى رفع بشود. اینهایى که در دانشگاهها هستند بعضىشان البته پنجاه سال اینها از غرب به مغزهاى آنها بیمارى تزریق شده و تربیت شدند اینها به همان تربیتهاى غربى و آنها اینها را آماده کردند براى اینکه جوانهاى مارا آنطورى بار بیاورند. شما بخواهید که فوراً این بیمارها سالم بشوند یا این بیمارها را کنار بگذارید و سالم پیدا بکنید، این توقع غیر معقولى است. من مىدانم که در همه قشرها و خصوصاً در مراکز تعلیم و تربیت که بیشتر خارجىها عنایت داشتند به نگهدارى آنها در یک سطح معینى یا منحرف کردن آنهیا از آن راهى که باید بروند آنقدرى که به دانشگاهها آنها عنایت داشتند که نگذارند رشد بکند بلکه آنها را به مسیر دیگرى ببرند، به راه دیگرى ببرند، شاید به جاهاى دیگر اینقدرها عنایت نداشتند. در یک همچو مسیرى که آنها عمال خودشان را وادار کردند و جوانهاى ما را به مسیر دیگرى بردند، شما متوقع نباشید که فوراً آنها از آن مسیر برگردند و به مسیر ملت بیایند. لکن مایوس نباشید، ملت راه خودش را پیدا کرده است، شما جوانها راه خودتان را پیدا کردید.
اگر امروز نشود تصفیه، فردا تصفیه مىشود، ناچار از این تصفیه است یعنى یک ملتى که فهمیده مرضش چیست، ابتداى هر چیزى فهم این است که گرفتارى چیست. در این پنجاه سال ما را از اینکه بفهمیم گرفتارى ما چیست اغفال کرده بودند ما آن میکروبهاى فاسد را و مفسد را براى خودمان درمان مىدانستیم. ما آنهایى که ما را به تباهى مىکشیدند براى خودمان معالج مىدانستیم. ما را اینطور درست کرده بودند، این تبلیغات دامنهدارشان به ما اینطور حالى کرده بودند که شماباید هر چه که مىخواهید، هر تمدنى که خواهید، هر فرهنگى مىخواهید، از غرب باید، به دست خودتان ندارید.