صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤١
بلکه انشاالله در ظرف یکى دو سال، دو سه سال دیگر ما خودمان لااقل خودکفا بشویم و بتوانیم خودمان سرپا بایستیم.
اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگى اقتصادى به خارج قهرا وابستگى سیاسى مىآورد، قهرا وابستگى اجتماعى مىآورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بود و به ما همانها حکومت خواهند کرد که کردند. ما باید از این جهت اقتصادى فارغ بشویم، یعنى دستمان پیش دیگران دراز نباشد که بده به من، که هر وقت جلو آن را بخواهد بگیرد ما فلج بشویم. باید ما خودمان و این مواد غذایى که لازم داریم که مواد اولیهاى است که هر مملکتى احتیاج به آن دارد، این مواد اولیهمان را به دست بیاوریم و تغذیهمان با خودمان باشد و این به این است که کشاورزها در سرتاسر ایران الان که پائیز است، کشتهاى پائیزى را بکنند، وقتى که بهار شد، کشتهاى بهارى را بکنند و همه دست به هم بدهند و دولت هم کمک بکند و مىکند کمک و باید کمک بکند. با کمک دولت و کمک خودتان و مردم دیگر هم به آنها کمک بکنند. این یک مساله حیاتى است براى مملکت ما که به هم زدند همه کشاورزیش را و از بین بردند. حالا بخواهیم ادامه حیات داشته باشیم باید احیائش بکنیم. احیائش به این است که همه با هم دست به هم بدهند و اداره بکنند مملکتشان را و همین طور در هر شهرى که این شهردارىها و اینها هستند و این شوراى شهر هست کمک کنند مردم به آنها، نمىتوانند. الان امروز همین اهالى شوراى شهر قم آقایان آمده بودند اینجا و اظهار مىکردند که اینقدر خرابى هست که ما نمىتوانیم بدون اینکه یک کمکهایى باشد از طرف دولت، از طرف مردم، از همه اطراف باشد، نمىتوانیم ما اداره بکنیم اینجا را. خرابىها زیاد است، اشکالات زیاد است، فقر زیاد است. این باید در هر شهرى اهالى شهر کمک بکنند. اینها بندگان خدایند که گرفتار هستند. خداى تبارک و تعالى عنایت دارد به بندگان خودش. این مستمندها، فقیرها عیال خدا هستند، اداره باید اینها بشوند، فقرا را خداى تبارک و تعالى امر کرده است که ادارهشان باید بکنیم، یک دسته غنى بنشینند کنار و اینها، بیچارهها به فقر بگذرانند. من پیشتر به این کارخانهدارها و این متمکنین که گاهى مىآمدند اینجا و بعضىشان هم مىخواستند من را اغفال بکنند، به آنها گفتم آقا این نمىشود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. یک دسته آن بالاها بنشینند و مرفه و هر چه بخواهند هرزگى بکنند، یک دسته هم این زاغهنشینهاى تهرانى که همهتان مىبینید و در شهرهاى خودتان هم هست امثالش، این نمىشود، این عملى نیست. من اخطار کردم، این یک خطرى براى مردم هست. اگر خداى نخواسته جمهورى اسلامى نتواند جبران کند این مسائل اقتصادى را که اول مرتبه زندگى مردم است و مردم مایوس بشوند از جمهورى اسلامى و مایوس بشوند از اینکه اسلام هم براى آنها بتواند در اینجا کارى انجام بدهد، اگر در این محیط یک انفجار حاصل بشود، دیگر نه من و نه شما و نه هیچ کس، نه روحانیت و نه اسلام نمىتواند جلویش را بگیرد. انفجار اگر در زمان طاغوت حاصل مىشد، ماها مىتوانستیم با نصیحت، با موعظه، با امر، مهارش کنیم، اما اگر انفجار در متن اسلام حاصل بشود، مردم با یاس از جمهورى اسلامى منفجر بشوند، دیگر قابل مهار نیست. این ثروتمندها بفهمند این مطلب را که اگر خداى