صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣١
تفنگ شما مىبینید دستتان است اینها از غنائم جنگى است، شما قبل از این دستتان چیزى نبود، آنها تا دندان مسلح بودند، همه چیز داشتند و شما با دست خالى لکن با قلب پر از ایمان، قلبهاى نورانى پر از ایمان و فریادهاى الله اکبر، در مقابل فریاد الله اکبر نمىتواند کسى بایستد. یک ملت سرتاسر، یک بچه اینقدرى که تازه زبان باز کرده، با سایر مردم هم صدا الله اکبر و مرگ بر شاه، این سیل خروشان خراب کرد همه سدهائى که در مقابل شما بسته بودند و الان شما پیروز هستید منتها آنها حالا به دست و پا افتادند که ناراضى درست کنند در صورتى که شما از این پیروزى خودتان راضى هستید، شما همانها را که مىخواستید دستتان آمد. این فریادها چه بود؟! این بود، آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى، الان دست شماست. چطور این خانه خرابها مىگویند چیزى گیر ما نیامده، اینهائى که خواهند شما را باز مایوس کنند، سست کنند، اینها مىگویند چیزى نشده است. مگر ملت چه مىخواست که بشود. شما هیچ وقت صدا، فریاد کردید که نان مىخواهیم؟! فریاد کردید منزل مىخواهیم کى همچو فریادى؟ همهتان با هم جمع شدید، زن و مرد، بچه و بزرگ فریاد کردید آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى. همانى که ملت ما خواست دستش آمد، چطور اینها مىگویند که جمهورى اسلامى، انقلاب شد چیزى دست ما نیامد. مگر انقلاب براى چه شده بود. انقلاب براى این سه تا مقصد، سه تا مطلب بود که اساس مطلب است. آقا شما آزادى را کم چیزى فرض مىکنید. از بالاترین نعمتهائى که در عالم هست آزادى انسان است. انسان حاضر است همه چیزش را فداى آزادى خودش بکند. این حبس سى و پنج میلیونى شکست و شما آزاد شدید. انقلاب شما کارى ازش نیامد؟ اینها اینطور تحقیر مىکنند ملت ما را، این نویسندههاى ما اینطور تحقیر مىکنند ملت را که ملت انقلاب کرد چیزى گیرش نیامد.
خائنین تلاش مىکنند براى اینکه مردم را بازى بدهند
ملت هر چه خواست گیرش آمد. ملت گندم نمىخواست، آن هم گیرش مىآید، اما هیچ کس فریاد کرد در این فریادها - که ما فریاد کنند - که ما گندم مىخواهیم؟ فریاد کرد که ما خانه مىخواهیم؟ ما اجاره خانه مى خواهیم؟ ما منفعت مىخواهیم؟ اینها اصلاً مطرح نبود پیش ملت ما، ملت ما هر چیزى که خواست به تمام عیار گیرش آمده، البته رژیم جمهورى اسلامى آمده است، لکن خوب، باید محتوایش هم به تدریج گیر بیاید. هیچ از این صحبتهائى که این گویندهها مىکنند، از این مقالاتى که این نویسندهها مىنویسند و از این شب نامههائى که این چپىها منتشر مىکنند هر روز منتشر امروز شاید هفت، هشتتایش پیش من آمد، این خانه خرابها مىگویند که حالا بدتر از زمان محمد رضا شد، براى اینکه الان زندانى سیاسى بیشتر از آن وقتها، سرتاته بگردید اگر یک زندانى سیاسى آدم پیدا کردید که توى حبس باشد، بله، زندانى سیاسى به آن معنا که مىخواهد این مملکت را به عقب براند، هست در حبسهاشان از همان رژیم سابق، از همان رژیم سابق باز هم هست، اما آنى که آن وقت بود، با اینى که حالاست مقایسه بکنید، آنى که آن وقت بود، بهترین فرزندهاى اسلام و بهترین