صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٦
انقلاب هستند، وقتى که مراجعه کنید به آنها، که این سرمایهها که اینها پیدا کردند، آنها کردند، از غیرمشروع بوده، آن رسیدگى مىکند، اگر چنانچه غیر مشروع بوده مصادره مىکنند اما به مجرد اینکه فرض کنید که کسى بگوید که مال زاغهنشینهاست، ما هم حالا مىگوییم که مملکت اولى هست به زاغهنشینها تا دیگران، اما معنایش این نیست که الان زاغهنشینان بریزند و مردم را از خانهشان بیرون کنند یا بگیرند جاها را معنایش این است که روى موازین باید عمل بشود به طورى که زاغهنشینها هم - عرض بکنم که - خانهنشین بشوند و مرفه باشند. در هر صورت ملاحظه این معنا باید بشود که الان از هر جوى استفاده مىکنند این اشخاصى که دشمن با شما هستند، از هر تربیتى، از هر جوى استفاده و استفادهها مىکنند. یکىاش همین است که بریزند مردم را به هم، آنها بریزند بگیرند و آنها بریزند اخراج کنند و این خودش یک اغتشاشى مىشود. موازین باید داشته باشد، اسلام اینطور نیست که هرج و مرج را بگوید که نه، هرج و مرج جایز است، اسلام حدود دارد و باید روى حدودش عمل بشود. اگر اشخاصى باشند که مال مردم را بردند، هر کس نمىتواند برود مال را از او بگیرد که این مال مردم است، باید روى موازین باشد، روى موازین قانونى باشد. یا فرض کنید مالى یا زمینى یا آپارتمانى یا هتلى مال مردم باشد و یک کسى از مال مردم درست کرده باشد، این هم باید روى موازین قانونى باشد و به طور هرج و مرج نباشد. مساله مصادره، یک مساله است، مساله هرج و مرج، یک مساله دیگر.
آقایان باید توجه داشته باشند که به مجرد اینکه یک چیزى به گوششان خورد و مطلب را هم درست نفهمیدند چیست، بریزند و بشکنند - و عرض بکنم - که مصادره کنند و بعد هم اعلام کنند که ما با قوه قهریه مقابله خواهیم کرد؟! خوب این معنایش هرج و مرج است، همانى است که مىخواهند یک عدهاى که این مملکت اینطورى بشود، به هرج و مرج کشیده بشود، آرامش نباشد تا نتوانند مسائل را حل بکنند.
نصیحت به اقشار ملت در حفظ حدود و ثغور اسلام و جلوگیرى از هرج و مرج
شماها کوشش کنید که مسائل را روى موازین عمل بکنید، شما کوشش کنید که آرامش محفوظ باشد و روى موازین پیش برود. وقتى که آرامش شد و روى موازین پیش رفت، ظلم به کسى نخواهد شد و اما اگر بنا باشد که روى موازین نباشد، این بالاخره وقتى دست یک دسته اشخاص جوان افتاد که آدمهاى خوبى هستند، بین آنها هم یک دسته اشخاص مفسد افتادند، این کمکم مىرسد به هرج و مرج و کمکم به زد و خورد و کمکم به کشت و کشتار و یک شهرى را، یک مملکتى را ناآرام مىکند وقتى ناآرام کرد دیگر نمىشود کارهاى اصلاحى را کرد. شما همیشه باید توجه به این بکنید کارها اصلاحى باشد، نه کارها روى موازین فساد باشد. کار اصلاحى هم باید روى آرامش باشد، نه اینکه هر کس هر کارى دلش مىخواهد بکند و بگوید که ما انقلابى هستیم، حالا که انقلابى هستیم دیگر نه دادگسترى و نه قوانین شرع و نه هیچ چیز دیگر در کار نیست، ما خودمان هر کارى دلمان مىخواهد بکنیم. نخیر مساله اینطور نیست، در هیچ حکومتى، در حکومت على بن ابىطالب هم اینجور نبوده که