صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٤
یک رئیس جمهورى که ادعا مىکند که من طرفدار حقوق بشر هستم، آنقدر بشر را به تباهى بکشد و آنقدر بکشد. یک کسى که دعوى این مىکند که من حقوق بشر را حفظ مىکنم از او نمىپذیرند که تویى که مىگویى من حقوق بشر را حفظ مىکنم، ایران بشر هستند، ایرانىها بشر هستند، چه شد که در حکومت شما این چند سال و در حکومت اسلاف شما پنجاه سال این ملت اینهمه زجر دیدند و نه شما و نه اسلاف شما که مدعى این هستید که ما طرفدار حقوق بشر هستیم و نه مجلسهایى که تاسیس کردید، شماها براى اینکه ما را بازى بدهید هیچ یک کلمهاى نگفتید که چرا محمدرضا این کارها را مىکند بلکه طرفدارى کردید از او، بلکه کوشش کردید که باقى بماند او. مضحک این بود که در آنوقتى که شدت خفقان در ایران بود کارتر مىگفت که آزادى زیاد به ایران دادند از این جهت این صداها درآمده است!! مردم فریاد که مىزنند مىگویند آزادى مىخواهیم چون آزادىشان زیاد است!! اینها تخمه کردند از آزادى!! این روى همان بیمارى است که اینها دارند.
ملت از موضع بحق خود یک قدم به عقب نخواهد رفت
ایشان گمان نکند که ما یک قدم عقب برویم راجع به این مسالهاى که داریم و این چیزى که حق ماست در دنیا، همه دنیا مىدانند که در همه قوانین بینالمللى است که مجرم باید برگردد در همان محلى که جرم کرده است و در آنجا محاکمه بشود. ما این مجرم را از او خواهیم که در اینجا محاکمه بشود. بله اگر مجرم ما را برگرداندند، این خانه را هم که ما مىبندیم، خانه جاسوسى اینجا دیگر قابل این نیست که یک سفارتخانهاى بشود، مگر این بساط جاسوسى به هم بخورد و بخواهند یک سفارتخانهاى بشود، مگر این بساط جاسوسى به هم بخورد و بخواهند یک سفارتخانه باشد، نه یک محل جاسوسى ممکن است، آن هم نه مسلم. ممکن است اگر او را برگرداندند و این لانه جاسوسى را به هم زدند، روابطى که براى ما نفع دارد محفوظ باشد و مادامى که آن شخص در آنجا هست ما روابطمان را قطع نمىکنیم از باب اینکه باید اینها را حفظشان کنیم. اینهایى که الان بین ما هستند اینها جاسوس هستند، نه دیپلمات. معلوم شد که ایشان باز با آن دیدى که دارند و روى آن بیمارى روانى که دارند و امثال اینها دارند، جاسوسها را هم جزو دیپلماتها مىدانند.اینها باید خودشان را عوض کنند. این سران کشورهایى که با ملتهایشان آنطور رفتار مىکنند، با مستضعفین جهان آنطور رفتار مىکنند، اینها باید افکارشان را عوض بکنند. این افکار دیگر در دنیا خریدار ندارد، این مال یک زمانى بود که آنوقت باز مردم بیدار نشده بودند. مردم در همه جا الان چشم و گوششان را باز کردهاند. ما مىبینیم که در ظرف این چند سال و خصوصاً این دو سال آخر کشور ما تحول در آن پیدا شده، یعنى افراد یک افراد دیگر شدند، افراد همان هستند لکن افکارشان یک افکار دیگر شده، عوض شده است این افکار. همانطورى که ملتها تغییر و تحول پیدا کردند و این ملتها، آن ملتهاى خواب نیستند که شما حکومت کنید برشان و آنها تسلیم محض باشند، شماها هم، این سران کشورها اعم از آمریکا و غیر آمریکا باید خودشان را عوض بکنند، اگر خودشان را عوض نکنند، براى خودشان صلاح نیست و به تباهى کشیده مىشوند.