صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٩
لزوم رعایت موازین عدل اسلامى در همه کارها
از این جهت وظیفه هر کسى که در هر جا مشغول خدمتى است، در راس همه خدمتها این است که موازین اسلامى را حفظ بکنند. اگر بنا شد که مثلاً پاسدار اسلامى موازین اسلامى را حفظ نکند، این مثل این است که روحانى اسلامى موازین اسلام را حفظ نکند. همانطورى که اگر روحانى اسلامى موازین اسلامى را حفظ نکند، آن به اسلام صدمه وارد مىشود، این هم وقتى الان شده است جزء دستگاه اسلام، جزو بنگاه اسلام، اگر بنا باشد که یک وقت خداى نخواسته صداى مردم درآید از اینها، بگویند که اینها مثل سابق بودند، آنها هم که غرض دارند همین مسائل مطبوعات خارجى و در بوقهاشان بلند کنند که اینها دارند چه مىکنند و چه مىکنند و مسائل، مسائل کمونیستى است، نه مسائل اسلامى. آنوقت آنها هم بگویند که اسلام هم این است، فرقى ندارد، یک دسته هم که خودشان را به اسم اسلامشناسى جا زدند، اینها هم همان مسائل را به اسم اسلام درست بکنند، این پوسیدگى است که از باطن براى نهضت پیدا مىشود که شما هر چه ظاهرش را خیلى پر سر و صدا درست کنید، تزیین کنید، یک وقت مطلع مىشوید که از باطنش پوسید و رفت از بین. همانطور که گفتم که مثل یک خربزه مىماند که خیلى هم به آن خدمت بکنید، خیلى هم کارهایش را درست بکنید، لکن در باطنش یک کرمى است که آن کرم دارد خرابش مىکند، بعد هم خربزه را مىکنید مىبینید خربزه کرم زده است. کارى نباید بکنند، همه قشرهائى که الان مشغول خدمتند، قشر روحانى که مشغول خدمت است و مثلاً دادگاهها و اینها، قشر پاسدارها، قشر نظامىها، ارتشىها، اینهائى که همه الان در خدمت اسلام و براى اسلام مشغولند، اینها کارى نکنند که ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم، اسلام را در نظر خارج و داخل جورى جلوه بدهیم که برخلاف آنى است که هست، عدالت در کار نباشد، موازین در کار نباشد، یک برنامه اسلامى در کار نباشد، هرج و مرج و هر کى هر کارى دلش مىخواهد بکند. آنکه من به حسب کلى باید بگویم و همه را تنبه بدهم این است که نباید در هر امرى هى قدرتنمائى بشود. باید همه قشرهائى که مشغول براى خدمتند و خودشان هم مىگویند براى اسلام است، باید گوششان به این باشد که اسلام چه مىگوید ما هم به تبع او باشیم. اما من چه مىفهمم و از اسلام خودم مىخواهم بفهمم، این میزان نیست. هر مسألهاى، هر مطلبى کارشناس دارد. اگر یک مریضى بگوید که من چه کار دارم به نسخه، من خودم مىخواهم خودم را معالجه کنم، این مىمیرد. مریض که بخواهد سر خود، خودش را علاج کند این منتهى به مردنش مىشود. اگر بنا باشد که کارشناسهاى اسلام را ما کارى به آنها نداشته باشیم، آنهائى که مىدانند به قواعد اسلام چه جور باید عمل کرد، آنها را ما کارى نداشته باشیم، خودمان هر چه به نظرمان رسید یا فرض کنید که آنهائى که از خارج الهام مىگیرند، از کمونیستها و از مارکسیستها الهام مىگیرند، آنها هم نفوذ کنند در بین ما و هر طورى که آنها مىخواهند عمل کنند، ما یک وقت بفهمیم که اسلام را مىخواهند با مارکسیستى منطبق کنند، این است که خطر براى اسلام دارد. این خطر را باید همهتان توجه کنید به آن و با جدیت این خطر را رفعش بکنید، شکست از دشمن اهمیتى ندارد.