صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٩
اینجا هى مىآمدند هى مىگفتند هى چه. - این - آن قدم هم که از بین رفت و ملت ما بحمدالله پیروز شد، بعد در هر قدم مخالفت واقع مىشد، در رفراندمش باز مخالفت مىکردند، در مجلس خبرگانش، در انتخاباتش باز مخالفت مىکردند، حالا هم با مجلس خبرگان مخالفت مىکنند، بعد هم با مجلس شورا مخالفت خواهند کرد، بعد هم با رئیس جمهورى مخالفت خواهند کرد. این مخالفتها همین طور سلسله مراتب محفوظ است براى اینکه با اساس مخالفند چون با اساس مخالفند. اینها فروع آن اساس است، و با آن مخالفت مىکنند. لکن باید بدانند که این دست و پا زدنها دیگر فایده ندارد. ما هیچ وقت از این دست و پا زدنهاى شما نمىترسیم. ما مىدانیم که شماها دیگر کارى از شما نمىآید، این نویسندگى از شما مىآید و یک گفتن از شما مىآید، خوب هر چه مىخواهید بنویسید و هر چه مىخواهید بگوئید، لکن شما بیدار بشوید، شما بفهمید که باید در مسیر این راه بروید. دنیاتان هم در مسیر این ملت است، اگر شما دنیاتان هم بخواهید اداره بشود، یک سیلى راه افتاده، برخلاف مسیر این سیل هلاکت مىآورد. شما بخواهید برخلاف مسیر این ملت که مسیر اسلام است، برخلاف مسیر اینجا، این سیل خروشانى که این سلسله خبیثه را و آن رژیم شاهنشاهى را به هم کوبید شما چهار نفر بخواهید مقاومت بکنید و مقابلش بایستید، شما را این سیل مىبرد. براى دنیاى خودتان هم (اگر اهل دنیا هستید) براى دنیاى خودتان فکر بکنید. اینقدر مخالفت نکنید با ملتى که جوانهایش و همه چیزش در راه این نهضت داده و در راه اسلام داده و شماها هیچ کاره بودید. اگر مخالفت هم نمىکردید کارى به این کارها نداشتید، نشسته بودید تو منازل خودتان و کاخهاى خودتان و مشغول تعیش خودتان بودید، حالا آمدید و باز مخالفت با این ملت مىکنید. این صلاح خودتان نیست، صلاح دنیاتان نیست، صلاح دینتان نیست. بیائید با این سیل همراه بشوید تا اینکه بتوانیم ما این نهضت را تام و تمام به آخر برسانیم و به زودى انشاءالله، گر چه مخالفتهاى شما اسباب این نمىشود که این سیل خروشان توقف کند، لکن براى ما یک عیبى است که بگویند این اشخاصى که مثلا داراى کذا و علم کذا و کذا هستند اینها با ملت خودشان مخالفت دارند مىکنند، این اشخاصى که مدعى این هستند که باید دموکراسى باشد و آن حرفهائى که مىزنند، همین اشخاص با حکومت ملت دارند مخالفت مىکنند، با همین ملتى که نود و هشت و بیشتر درصد مردم راى داشتند، با اینها دارند مخالفت مىکنند، با همین مجلس خبرگانى که با آراء عمومى آنطور تعیین شدند، حالا اینها دارند باز مخالفت مىکنند، اینها اصلا اطلاعى ندارند که قضیه ولایت فقیه چى هست، اصلا از سر و ته ولایت فقیه سر در نمىآورند که اصلا چى چى هست، در عین حالى که سر در نمىآوردند مىنشینند مىگویند اگر بنا باشد که ولایت فقیه بشود دیکتاتورى مىشود، کذا مىشود. مگر امیرالمؤمنین که ولى امور مردم بود دیکتاتورى بود، مگر خود پیغمبر که ولایت داشت دیکتاتور بود. مگر بگویند که ولایت براى پیغمبر هم نیست، پیغمبر هم مثل سایر مردم، و از اینها بعید نیست این را بگویند، لکن جرات نمىکنند بگویند. دیکتاتورى کدام است، در اسلام همچو چیزى مطرح نیست، اسلام دیکتاتور را محکوم مىکند، اسلام یک نفر فقیه بخواهد اگر دیکتاتورى بکند از ولایت ساقطش مىکند. چطور دیکتاتورى مىگوئید مىکند اسلام و این حرفها را