صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٣
تاریخ: ١/٨/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع گروهى از اهالى مسجد ارباب تهران
این آقایان روشنفکر که حالا در اقلیت واقع شدهاند، مىخواهند بگویند راى اکثریت میزان نیست!
بسم الله الرحمن الرحیم
انسان باید به تدریج تجربه پیدا کند. ما قبل از انقلاب نمىدانستیم که بعد از انقلاب چه خواهد شد، تجربه نداشتیم. حالا که انقلاب شده است مىبینیم که یکى از ثمرات انقلاب هرج و مرج شده است، هر کس هر چه دلش مىخواهد مىگوید، هر کس هر عملى را که مىخواهد انجام مىدهد و ابدا در فکر این نیستند که آیا این حرفى که مىزنند در مسیر ملت است، آنکه ملت خواسته بود و راى مثبت به او داد یعنى راى اکثریت قاطع که تمام مخالفین وقتى یک طرف شدند و ملت هم یک طرف، صد، صدى نود و هشت ملت راى داشتند و دو، تمام مخالفین، و ملت ما با فریاد و با راى، راى به جمهورى اسلامى داد. جمهورى که ملت ما مىخواهد این است که محتواى این جمهورى احکام اسلام باشد و تمام مملکت روى احکام اسلام اداره بشود و آنچه که خداى تبارک و تعالى فرموده است به وسیله پیغمبر اکرم و به ما رسیده است به وسیله ائمه اطهار، آنها تحقق پیدا بکند. حالا که راى مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گرفته است، مىبینیم که گروههاى مختلفى پیدا شدهاند و هر کس هر جور دلش مىخواهد صحبت مىکند، وقتى هم که از آنها سوال بکنند، برهانش این است که انقلاب شده است و چون انقلاب شده است دیگر باید همه انقلابى باشند و معنى انقلابى این است که دیگر موازین ندارد و میزان عقلى، میزان انسانى و میزان اسلامى در کار نیست. نطقها مىشود، کاغذها نوشته مىشود، قلمها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چه به نظرش مىآید مىنویسد و مىخواهد تحمیل کند به یک ملت سى و چند میلیونى. همین آقایانى که فریاد مىزنند که باید دموکراسى باشد، باید آزادى باشد، همین آقایان مىنشینند دور هم و یک چیزى پیش خودشان مىگویند و مىخواهند تحمیل کنند به یک ملت سى و چند میلیونى. مثلاً مجلس خبرگان با اکثریت ملت رفته است و مشغول کار است حالا مىبینیم که یک دسته چند نفرى دور هم جمع مىشوند و مىگویند مجلس خبرگان باید منحل بشود.
من نمىدانم که این آقایان باید منحل بشود چکارهاند که مىگویند باید منحل بشود. براى چه منحل بشود؟ براى اینکه این آقایان اهل علم هستند؟! براى اینکه آقایان به اسلام عقیده دارند و احکام