صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٣
احساس این را مىکند که اجنبى است و اگر خدمت به او کند، خدمت به اجنبى است. شما این دو حال را ملاحظه کنید، آن حال، حالى بود که ملت از دولت جدا بود و این حالى است که ملت از دولت جدا نیست این حال همانى است که اسلام مىخواهد که دولتها خدمتگزار ملتها باشند مشکله بزرگ ما مسلمین این است که معالاسف باید بگویم ما رشدمان کم است، رشد سیاسىمان کم است. ما باز گمان مىکنیم که با سرنیزه و با فشار و با سازمان امنیت و با ارتش مىشود که یک ملتى را اصلاح کرد و یک مملکتى را استقلالش را به دست آورد، ما باز اینطور فکر کنیم، دولتهاى ما باز فکر این هستند که ملت خودشان را با هر طورى که هست سرکوبى کنند. این مشکل کى باید رفع بشود؟ و این دولتها کى به خود بیایند که با ملتهاى خودشان، با ملتهایى که شما که زندگى مىکنید براى زحمتهایى است که آنها دارند مىکشند، با ملتهاى خودتان دوست باشید و آنها پشتیبان شما و شما خدمتگزار آنها اگر ملتها احساس بکنند که دولتها براى پشتیبانى و خدمت به آنها آمدند هیچ اشکال نیست که آنها هم در خدمت حاضرند و بیشتر حاضرند، این مشکله را به دست خود دولتهاست که حل بکنند و معالاسف نمىکنند. این یکى از مشکلات ماست که تا این مشکل حل نشود امید اینکه ما بتوانیم با ابرقدرتها مخالفت کنیم و بتوانیم آنها را از ممالک خودمان بیرون کنیم، نیست.
مشکل دوم هم که مثل همین مشکل است، مشکل دولتهاست با هم، چرا باید دولتهاى اسلامى با هم اینطور باشند که هر کدام به طرف دیگر بکشند؟ چرا باید یک کشورهائى که داراى همه چیز هستند و داراى همه جور قدرت هستند، اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها اینطور حکمفرمائى کند؟ چرا باید اینطور باشد؟ جز این است که ملتها از هم جدا و دولتها جدا و دولتها از هم جدا و یک میلیارد جمعیت، یک میلیارد جمعیت مسلمین با همه تجهیزاتى که دارند نشستهاند و اسرائیل آن جنایات را به لبنان مىکند و به فلسطین مىکند و آنها نشستهاند و تماشا مىکنند؟ تماشاگر هستند؟ آنقدر صداى برادرهاى ما از آنجا بلند است و ما گوش مىکنیم و نشستیم تماشاگر هستیم. کى ما باید قدرت خودمان را بیابیم؟
ما باید با سلاح ایمان با قدرتها مقابله کنیم
شما مىدانید، در تاریخ دیدید که مسلمین صدر اسلام با یک عده کم اما مجتمع و با ایمان غلبه کردند، در ظرف کمتر از نیم قرن بر تقریبا معموره آنوقت غلبه کردند براى اینکه با هم بودند و اسلحه ایمان دست آنها بود. کى ما مىخواهیم این اسلحه ایمان را که کنار گذاشته شده است به دست بگیریم و با این قدرتها با اسلحه ایمان مقابله کنیم؟ شما دیدید که یک ملتى که عددش کم و هیچ اسلحه نداشت و هیچ ابزار جنگى نداشت و هیچ نظامیگرى نداشت ابزار ایمان داشت و با ابزار ایمان غلبه کرد بر یک قدرت شیطانى که همه قدرتها دنبال او بودند، نه همان ابرقدرتها، همه قدرتها دنبال او بودند. این قدرت ایمان بود که یک مشت مردم را که هیچ نداشتند غلبه داد، این همان قدرتى بود که در صدر اسلام با یک ابزار کم و یک عدد کم غلبه کردند بر روم با آن بساط. بر امپراطورى