صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٤
اینجا جاى دزدى نیست. مملکت مال خود شماست، مال جوانهاى ماست. مملکت مال زاغهنشینان اطراف تهران است که من خدا مىداند براى اینها غصه مىخورم و براى اینها تا حالا فکرى نشده. مملکت مال اینهاست نهضت را اینها پیش بردهاند. در یکى از روزهائى که تلویزیون نشان مىداد اطراف تهران را و یکى از او پرسید که شما چه مىکردید، مىگفت که (یک مرد پیرمردى تقریبا بود، با یک عده از یک سوراخى بیرون آمد، از یک جائى که جاى انسان نبود بیرون آمد) گفت ما صبح که مىشود مىرویم به تظاهر، زندگیشان این بود و صبح مىرفتند تظاهر، مىرفتند کمک مىکردند به ملت. ما مرهون اینها هستیم ما زندگىمان را اینها اداره مىکنند، اینها اداره کردند و این جمعیت و امثال این جمعیت. جوانها، جوانهاى دانشگاهى، جوانهاى ادارى آنهائى که پیوند با ملت داشتند، بازارى، کشاورز، کارگر، همه اینها، آن طبقه بالا به ما کارى نداشتند حالا هم کارشکنى مىکنند و همه چیز مىخواهند، مىگویند مغزها فرار کردند. بگذار فرار کنند، جهنم که فرار کردند این مغزها، مغزهاى علمى نبودند این مغزها، مغزهاى خیانتکار بودند والا کسى از مملکت خودش فرار مىکند به آمریکا؟! از مملکت خودش فرار مىکند به انگلستان و زیر سایه انگلستان مىخواهد زندگى بکند؟! پیوند مىکند با بختیار و امثال بختیار که مملکت ما را به تباهى کشیدند؟! این مغزها بگذار که فرار بکنند، بهتر که فرار مىکنند، غصه نخورید براى اینها، براى اینها که کشته شدهاند غصه نخورید اینقدرها. برادرها خودتان بیدار باشید که این مغزهایى که دارند فرار مىکنند این مغزهاست که شما را به تباهى کشیدهاند، این مغزهاست که نگذاشتند جوانهاى ما تحصیل کامل بکنند، اینها باید هم بروند، باید هم فرار کنند، دیگر جاى زندگى براى آنها نیست براى اینکه یک ملت بیدارند، یک ملت بیدار نمىگذارد که شما هر کدامتان هر کارى مىخواهید بکنید.
ما مغزهاى سازنده را مىخواهیم، نه مغزهاى فاسد را
باید خودتان، خودتان را اداره کنید، باید همهمان به میدان بیائیم و خودمان، فکر اینکه یک استاندارى یک کارى بکند، یک کارى کسى بکند، این را اتکال به آنها نکنید، خودتان همانطورى که مىگوئید، الحمدالله الان یک تحولى حاصل شده است که همه طبقات، مهندسش مىآید کار مىکند، دکترش مىآید کار مىکند. اینهائى که حالا مغزهاى انسانى دارند، اینها که مغزهائى ندارند که فرار کنند. آقا مغزهائى که فرار مىکنند، ما هم یک مغزهائى داریم که - دارد توى - با اینکه مغز علمى هستند دارند به مردم کمک مىکنند، دارند مىروند درو مىکنند، این مغزها را ما مىخواهیم، نه آن مغزهائى که حالا که برایشان تعیش حاصل نیست فرار کنند. چرا به خود نمىآیند اینها؟ چرا اینها نمىفهمند مقدار خودشان را و مقدار مملکت ما را؟ ما این مغزهائى را مىخواهیم که در عین حالى که دکتر است؟ در عین حالى که مهندس است مىرود در جهاد سازندگى و جهاد سازندگى را راه مىاندازد. ما این مغزها را مىخواهیم که از آمریکا پا مىشود مىآید اینجا مىگوید من آمدهام براى کمک، نه از اینجا پا بشود فرار کند از اینجا، این مغزهاى فرار به درد ما نمىخورد بگذار فرار کنند. اگر شما هم