صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧١
بکنند، از آن طرف دولت همراهى بکند و کمک بکند و رفع گرفتارىها را بکند از آن طرف هم آنها مشغول فعالیت بشوند و کشاورزیشان را توسعه بدهند. خوب، شما دیدید که در این سال گذشته که یک قدرى توسعه دادند، خوب، خیلى فرق کرد با سالهاى قبل و من امیدوارم به اینکه این کشاورزها روز به روز رو به رشد بروند، به طورى که ما صادر کننده باشیم مملکت ما یک مملکتى است که مىتواند صادر کننده باشد، زمین دارد، آب دارد و همه چیز دارد، مخازن همه جور دارد و ما مىتوانیم که در این امور صادر کننده باشیم، ما باید صادر کننده باشیم، ما نباید دستمان دراز باشد به پیش غیر که به ما گندم بدهید، جو بدهید در صورتى که مملکت ما باید صادر کند، باید همه دست به هم بدهند کمک بکنند و همین جهاد سازندگى کمک بزرگى است که اینها در همه چیز کمک باید بشود که همه قشرها باید کمک بکنند تا این مملکت را نجات بدهند. یک مملکتى که بخواهید از خودتان باشد و دیگر نتوانند در آن دخالت کنند، اول باید آن چیزى که مربوط به ارزاق خودمان است که احتیاج از حیث رزق ما به دیگران نداشته باشیم، نان ما را دیگران ندهند. براى ما عیب است که ما بنشینیم و نانمان را دیگران بگویند که ما به شما مىدهیم، ما به شما نمىدهیم، ما به شما نمىدهیم باید خودمان تهیه کنیم و این به این است که کشاورزى را توسعه بدهیم. اگر قبلاً کم کارى مىکردند، حالا زیادتر کار بکنند. اشخاص کمک کنند به آنها و دولت کمک شایان به آنها بکند و از همه اطراف کمک بشود تا این کشاورزى به خوبى راه بیفتد. وقتى که راه افتاد، ما احتیاجمان را از غیر در جهت اقتصاد بریده بشود، آنوقت در همه کارها مىتوانیم با آنها مقابله کنیم و چه بکنیم، الان هم الحمدالله مىتوانیم در هر صورت همه قشرها الان موظفند که کوشش کنند براى حفظ آرامش و فعالیت کنند، بیکار ننشینند، فعالیت بکنند، کار بکنند، تا اینکه مملکت خودشان را نجات بدهند.
شرق یک فرهنگ اسلامى دارد که مترقىترین فرهنگ است
و همین طور این دانشگاهها باید یک دانشگاههائى باشد که ما دیگر احتیاج به خارج پیدا نکنیم که دستمان در آنوقتى که مىخواهند یک کسى را معالجه کنند به دیگران دراز کنیم که بروید آنجا معالجه کنید، باید دانشگاههاى ما و همه قشرها کارى بکنند که لااقل ما محتاج به غیر نباشیم، اینطور نباشد که اگر یکى مریض بشود، بگویند اینجا نمىشود معالجهاش کرد، اینطور نباشد که اگر یک گرفتارى بشود، بگوید نه، نمىشود دیگر درستش کرد، خودمان سر پاى خودمان بایستیم، شرق باید سر پاى خودش بایستد، اگر شرق بخواهد باز وابستگى فکرى داشته باشد به آنها و گمان کند که همه چیز از آنجا باید بیاید، باید تا آخر وابسته باشد. شرق یک فرهنگ اسلامى دارد که بلندترین، مترقىترین فرهنگ است، با این فرهنگ اسلامى باید تمام احتیاجاتش را اصلاح کند و دستش را پیش غرب دراز نکند، پیش این غرب و از غرب بخواهد، خودش باید درست بکند، سابق اینطور بوده است که کتب طبى شرق در اروپا رفته است، اروپا را طبیب کرده و آن طبیبهاى بزرگ را درست کرده، کتب شرق بوده است، کتاب شیخ الرئیس بوده، کتب رازى بوده است و اینها کار کردند، حالا چه شده