صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٤
اسلام را دارند جمع مىکنند؟! چون گفتند که ولایت فقیه باید باشد و نظارت فقیه باید باشد؟! اینها از نظارت فقیه در امور مىترسند، مىگویند قدرتمند مىشود فقیه، وقتى قدرتمند شد هرج و مرج مىشود و - عرض مىکنم که - از آن مسائل که مىگویند، لکن مضایقه ندارند که مثلاً یک قدرتى دست نخست وزیر باشد، یک قدرتى دست رئیس جمهور باشد لکن معمم نباشد، غربى باشد، هر چه مىخواهد باشد. منطق تقریبا به حسب واقع این، لکن صورت یک صورت دیگر است. ما مىگوئیم که شما مىتوانید که، یک اقلیت ده نفر، صد نفر، هزار نفرى مىتواند که حالا بگوید ملت راى داده است به جمهورى اسلامى، لکن باید جمهورى باشد، نه اسلامى؟ این باید یعنى چه؟ باید این کار بشود، این باید، این صد نفر، هزار نفر چکارهاند که در مقابل یک ملت باید مىگویند؟ مجلس خبرگان را مردم تعیین کردند، تهران بیش از دو میلیون به مرحوم آقاى طالقانى راى دادند، بیش از دو میلیون به آقاى منتظرى راى دادند، قریب دو میلیون به دیگران راى دادند یک میلیون و چقدر به دیگران راى دادند، اکثریت آوردند، در شهرهاى دیگر اکثریت آوردند، اکثریت قاطع آوردند و دیگران در اقلیت بودند، حالا که در اقلیت واقع شدند، این آقایان روشنفکر و این آقایانى که ادعاى دموکراسى مىکنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، مىخواهند که بگویند نه، راى اکثریت میزان نیست، باید منحل بشود.
من مىپرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود، چه شده است؟ چطور شما باید مىگوئید؟ شمائى که مدعى این هستید که باید آزادى باشد، شما مىگوئید راى آزاد ندادند مردم؟! شما مىگوئید که مردم آزاد نبودند در راى و راى درست ندادند؟!
فرض این است که از اول شما این مطلب را نگفتید آن وقتى که مردم راى دادند و همه مردم هم دیدند که راى آزاد مردم دادند اینها خیال مىکنند که اگر مجلس منحل بشود، مجلس دیگر نمىخواهیم یا دوباره از سر باید انتخاب بشود. اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمایشان را انتخاب مىکنند صد مرتبه، اگر صد مرتبه انحلال پیدا کند مجلس و دوباره مردم چیز باشند، مردم اشخاصى که متدینند و اشخاصى که شناخته شدهاند و اشخاصى که - عرض مىکنم که - غربزده نیستند و اشخاصى که توجه به اسلام دارند، اینها را تعیین مىکنند. شما باورتان بیاید که اینطور نیست که شما خیال مىکنید که اگر چنانچه منحل بشود، اولا انحلال نمىشود، کسى حق ندارد، خود ملت حق دارند، و ثانیا اگر منحل بشود یک وقت بگوئید که خوب، ما قانون دیگر نمىخواهیم، بس است، خوب، شما حق یک همچو چیزى ندارید. یک وقت مىگوئید که قانون مىخواهیم، قانون هم ملت باید تعیین کند. مجلس موسسان باشد. ملت متدینین را، علمایشان را، متدینینشان را تعیین مىکند. و کلاهم، وکلاء دارالشورا هم باشد، باز همین طور است. شماها باید عزا بگیرید براى اینکه نه در مجلس خیلى راه دارید و نه در مجلس موسسان خیلى راه دارید و نه در جاهاى دیگر راه دارید و علتش این است که یک ملتى است فریاد زده است که ما اسلام را مىخواهیم و دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، وقتى دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، صد دفعه هم که شما آن را به هم بزنید (با اینکه نمىتوانید به هم بزنید) صد دفعه هم که آن را به هم بزنید باز مردم مىگویند همان اسلام. بله، مىتوانید شما تبلیغ کنید که