صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٢
برده به بانکها سپرده شده است، ما به دست بیاوریم و ما آن جانى اصلى را پیدا بکنیم که آن کسى که این آدم را وادار کرده است به این کار و مامور کرده است و به ما مسلط کرده است، ما مىخواهیم این آدم را پیدا بکنیم که مخازن خودمان را که برده است و در بانکها هست، کشف بکنیم و بگیریم و اینهمه جمعیت که از ما کشته است، ما نمىتوانیم از او انتقام بگیریم تا اینکه کسى بگوید انتقامجویى است. یک نفر آدم در مقابل یک نفر آدم باید قصاص بشود. یک نفر آدم که از اول حکومتش تا حالا بیش از صد هزار جمعیت را از ما کشته است، ما چطور مىتوانیم از او انتقام بگیریم تا این منطق بیاید پیش که شما مىخواهید انتقام بگیرید. ما مىخواهیم اموالمان را از او پس بگیریم، ما مىخواهیم بیاید اینجا و معلوم بشود به مظلومهاى دنیا که ظالم اصلى کى هست، کیست که دنیا را اینطور مشوش کرده، آنهائى که اینها را مامور کردهاند، در حکومتهائى که به دست آنها در این مملکتهاى اسلامى و در سایر ممالکى که حکومتهایشان دست نشانده اینها هست، ببینیم که ظلمهائى که شده است از چه راهى شده است و کى این ظلمها را کرده است و چه کسى وادار کرده است که این ظلمها را بکنند. این را اگر چنانچه منطق دولتها این است که این انتقامجویى است معلوم مىشود منطق آنها غیر منطق مظلومان است، چنانچه همیشه اینطور بوده است که منطق ظالم یک منطق بوده است و منطق مظلومها منطق دیگر بوده است. ما با منطق مظلومها داریم صحبت مىکنیم، نه با منطق ظالمها.
ظالمها البته از ما منافع ما را بردند و حالا که یک نفر کار گذاشته شده است که به آنها منفعتى نمىرسد آنها البته این مسائل را طرح مىکنند و قضیه انتقامجویى والا اسلام تمامش عفو است، تمامش این است که کسانى که خلاف مىکنند و البته مظلومها مىتوانند که از آنها چیز بگیرند، لکن اسلام مساله عفو است. لکن منطق آقاى کارتر و امثال آقاى کارتر غیر از این مطلب است. مائى که یک نفر آدم را مىخواهیم که بفهمیم که ریشه فساد، چه کسى است و به دنیا معرفى کنیم این ریشه فساد را، تا اینکه فساد در دنیا از بین برود، مائى که مىخواهیم یک نفر آدمى که اموال ما را برده است بیاید اینجا و بگوید اموال شما کجاهاست، تا ما برویم سراغ اموالمان و این ملتى که گرسنگى مىخورد و اموالش در بانکهاى خارجى مانده است و آقاى کارتر هم جلوى اموال او را گرفته است و این مظلومها را گرسنگى مىدهد، منطق ما این است. این را آقاى کارتر اسمش را انتقامجوئى مىگذارد و دولتهایى هم که تابع او هستند آنها هم اسمش را انتقامجویى مىگذارند و در منطق مظلومین این اسمش انتقامجویى نیست، اسمش این است که مى خواهند ملک خودشان را، مال خودشان را که باید صرف خودشان بشود، در بانکها متمرکز نشود و آقاى کارتر جلویش را نگیرند و بگذارند بیاید که مردم زندگى بکنند در اینجا.