صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٩
مىشد، در یک قضیهاى که ادعائى بود بین حضرت امیر و یک نفر یمنى که آن هم از اتباع همان مملکت بود قاضى حضرت امیر را خواست، در صورتى که قاضى دست نشانده خود او بود، و حضرت امیر بر قاضى وارد شد و قاضى خواست به او احترام بگذارد، امام فرمود که در قضا به یک فرد احترام نکنید، باید من و او على السواء باشیم، و بعد هم که قاضى برضد حضرت امیر حکم کرد، با روى گشاده قبول کرد.
این حکومتى است که در مقابل قانون همگى على السواء حاضرند، براى اینکه قانون اسلام قانون الهى است و همه در مقابل خداى تبارک و تعالى حاضرند، چه حاکم، چه محکوم، چه پیغمبر و چه امام و چه سایر مردم. ما حالا آرزوى این را داریم که حکومت ما شباهتى به حکومت صدر اسلام پیدا کند و اینطور نیست که همچو قدرتى داشته باشیم که بتوانیم همه محتواى حکومت اسلام را بلافاصله پیاده کنیم، خصوصاً که ما در زمانى زندگى مىکنیم که اقلا پنجاه و چند سال این مملکت محتوایش تغییر کرده است و همه چیزش منحط و غیر اسلامى شده است. اگر بخواهیم تمام مغزهاى فاسد شده را به مغزهاى اسلامى و صالح برگردانیم، مدتى طولانى وقت لازم دارد اگر خدا بخواهد مىشود و اگر نخواهد باید این آرزو را به گور ببریم.
سوال: امام! در کردستان فعالیتهاى نظامى یک مقدارى شدید شده، چه راه حلى را در کردستان مىبینید و به بحران کردستان چگونه مىنگرید؟
جواب: کردستان قضیهاى نیست که بین ما و دولت ما و بین کردها باشد. کردها یا غیر کردها و همه طوائفى که در ایران زندگى مىکنند همگى در مقابل قانون على السواء هستند، در مقابل دولت علىالسواء هستند. هیچ فرقى بین کرد و ترک و لر و غیره نیست. ما حکومت اسلامى داریم مىگوئیم. حکومت اسلامى همان است که در صدر اسلام بوده است که همه طوائف در مقابل قانون على السواء بودند. ما الان مىخواهیم یک همچو معنائى را متحقق بکنیم که تمام طوائف على السواء باشند. ما با کرد هیچ اختلافى نداریم، کردها هم با ما اختلافى ندارند. اینها که قضیه کردستان را ایجاد کردند دستهاى هستند که از خارج ارتزاق مىشوند و الهام مىگیرند که از این طرف یا از آن طرف، اکثرا از آمریکا، چنانکه بعضى نوشتجات هم که اخیراً به دست آوردهاند موید آن است و معلوم شده که در قضایاى خرمشهر و خوزستان و قضایاى کردستان آمریکا دست داشته است، این مطلبى است که آنها پیش آوردند. ما گرفتار اجانب هستیم همانطور که تا حالا بودیم. مسالهاى بین ما و کردها نیست که محتاج به حل باشد. مساله ما و کردها همان مسالهاى است که بین ما و فارسها است. فارسها هم از ما مىخواهند که امور شهرشان را خودشان اداره کنند و هیأتى را براى امور شهرشان تعیین