صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٦
باشد، با بیدارى راه برود معذلک باید تشنج هیچ نباشد، آرامش باید باشد، اگر یک دستهاى آمدند گفتند که فلان سفارتخانه مثل این است، هیچ گوش به آنها ندهید، همه سر جاى خودشان آرام. ما الان تمام نقطه نظرمان این سفارتخانه است، ملت ایران تمام توجهش به این سفارتخانه است، ملت ایران تمام توجهش به این است که این خائن را از آمریکا بیرون بکشد و بیاورد اینجا. بله، اگر این خائن به یک مملکت دیگر، به انگلستان هم رفته بود، ما با انگلستان همان را مىکردیم که با این، با آمریکا، اگر به فرانسه رفته بود همین طور. لکن آمریکا، آن که دشمنىاش از همه کس بر ما زیادتر است و ما آنقدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، این اوست که دست به اینطور جنایات دارد مىزند.
ملت راهش را پیدا کرده و بدون خوف از ابرقدرتها آن راه را مىرود
و ما هیچ خوفى در دلمان نیست راجع به اینکه این یک کارى بکند، یک ترورى بکند، ترور را کسى از آن مىترسد که اینجا را جایگاه خیال کند و جا گرم بکند. کسى که میل دارد از اینجا برود پیش آنهایى که جهاد کردند و مردند و کشته شدند، دیگر ترس ندارد این حرفها، ترور به جهنم. همین پریروز به من مکرر گفتند، نه، همین پریروز، پریروز هم باز بعضى از آقایان آمدند که توطئهاى شده است در اینجا، گفتم خوب، این هم جزء آنها باشد، جهنم. ملت ما دیگر احتیاجى به افراد ندارد، احتیاج به یک فردى مثل من ندارد. ملت ما همهشان الان راه خودشان را پیدا کردند و دارند مىروند، من هم نباشم راه را مىروند، شما هم نباشید راه را مىروند. ملت ما اینطور شده دیگر خوفى در کار نیست تا ما را بترسانند از قدرتها.
به جاى قلمفرسایى و کارشکنى، نیرویتان را صرف خدمت به مستضعفین کنید
باید همهش ما و همه ما با چشمهاى باز، دلهاى روشن، به این توطئهها نظر بکنیم و این توطئهها را بشکنیم و باز همه ما باید همان نیرو را صرف کنیم، خدمت بکنیم، آن هم اول خدمت به مستضعفین، اول خدمت به زاغهنشینها، اینهائى که ما مرهون آنها هستیم در پیشبرد این نهضت، این طبقهاى که همه چیز، از همه چیز محرومند و شما الان گفتید که آب وقتى مىخواستند ببرند، از چقدرها متر راه مىبردند، شیلنگ مىکشیدند و محله شیلنگ آباد شما گفتید که هست. براى اینها باید همه کار بکنند، همه دست به هم بدهند که خانه براى اینها درست بشود. چرا باید در زمستان یک عائلهاى زیر چادر، خوب مىدانید زیر چادر سرماى اینجا نمىتواند جوابش بدهد، اینها هیچ زندگى ندارند، ثروتمندها به داد اینها برسند، اینها ننشینند آن طرف و بگویند که دولت بدهد، دولت هم باید بکند، همه باید انجام وظیفه بکنند، چرا نشستید تا همجنسها، هم دینهاى شما، هم کشورهاى شما در این زاغهها زندگى بکنند، با آن وضع فلاکتبار زندگى مىکنند، به داد اینها برسید آقا، نباید حالا مثل آنوقت باشد، یک دسته آن بالاها بنشینند و تفریح بکنند و پایشان را روى هم بیندازند و لم بدهند و مبلهاى گرانقیمت و بخندند به این جمعیتهاى زحمتکش و با قلم خودشان بر خلاف مسیر اینها و بر وفق خواستهاى