صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٦
نه با این مخالفند، این ارتجاعى است. اینها اسلام را ارتجاعى مىدانند، اینها خدا را مرتجع مىدانند یک همچو مرد مىاند. اگر اعتقاد به او داشته باشند (اعتقاد که ندارند) اینها با پیغمبر اسلام بدترند تا با شماها، براى اینکه اساس را او گذاشته است. این ارتجاعى بود که شما ملت ارتجاعى، این ارتجاعى بود که دست خیانتکارها را از این مملکت برید و اینها این را مساله ارتجاعى مىدانند. این ارتجاعى بود که شماها را به سرنوشت خودتان حاکم کرد. نمىدانم کى اینها مىخواهند بیدار بشوند و کى مىخواهند دست بردارند از این مغلطه کارىهاى خودشان، از این مخالفتهاى خودشان. من متأسفم که یک جمعیتى که باید به این مملکت خدمت بکنند، باید الان قدردانى بکنند که این ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بیرون کرد و مفتخورها را دستشان را قطع کرد و آدمکشها را بعضى شان را به جزاى خودشان رساند و بعضىشان را هم مىرساند انشاءالله، من متأسفم که اینها نمىآیند میدان با این ملت موافقت کنند. ملتى که همه چیزش را داده و حالا شما آزادانه نشستهاید توى اتاقهاىتان و پاىتان را روى پاى خودتان اندازید و بر خلاف این ملت قلمفرسائى مىکنید. انسان متأسف مىشود از اینکه این چه افکارى است که اینها دارند، هى ارتجاع، ارتجاع هر کلمه ارتجاع که مىگویند اگر دلشان را بشکافید، بر مىگردد به اینکه اسلام ارتجاعى است، منتها جرات نمىکنند بگویند. بعضىشان هم با صراحت یک کلمهاى گفتند و توبه کردند و بعدش و معلوم نیست که توبه حقیقى هم باشد.
آمریکا با سرنیزه نمىآید به میدان شما، با قلم مىآید
بیدار بشوند ملت و بیدار بشوند جوانهاى ما، توجه داشته باشند به اینکه آمریکا با سرنیزه نمىآید به میدان شما، با قلم مىآید به میدان شما، با قواى انتظامى نمىآید به اینجا، با آن اشخاصى که دارد و دارد این امور را مىگرداند به دست آنها، با آنها مىآید به میدان ما، اینها را باید توجه به آن داشته باشید. آلت دست واقع نشوید. هى سردتان بکند که هیچى نشد. همه چیز شده است شما این چیز را چطور کم حساب مىکنید که یک قدرت شیطانى که پشت سرش همه قدرتها بودند، نه فقط قدرتهاى ابر قدرت و نه قدرتهاى دست دوم هم پشت سرش بودند، شما شکستید او را، از این بالاتر چه مىخواهید؟ شما در دنیا یک آبروئى پیدا کردید، یک عظمتى الان در دنیا پیدا کردید که کسى ندارد. این را از بین نبرید براى خاطر اینکه مثلاً فرض کنید فلان جا آسفالتش کم است (بااینکه مشغولند به همه کارها) چرا آسفالت نشده. مگر شما خون بچههاىتان را دادید که آسفالت عوضش بگیرید؟ مگر شما عوض مىخواستید براى این کار، آسفالت مىخواستید مگر شما؟ شما براى خدا کار کردید و براى خدا کسى کار مىکند از آسفالت بالاتر است، از همه چیز بالاتر است. ننشینید و هى بگوئید، هى هر روز بیائید اینجا شکایت از امور بکنید این شکایتها را بگذارید براى بعد، حالا ما بین راهیم باید این قدرت را بشکنیم تا آخر، باید این توطئه را خفه کنیم و این توطئههاست که شماها را وادار مىکند که هى بیائید بگوئید که هیچى نشده هیچى نشده، فلان جا نشده. ببینید اینها چه مىگویند، چه شده، اینهاست که شده. خدا انشاءالله شما را حفظ کند. همهتان را حفظ کند. انشاءالله خدا این جوانهاى