صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٢
فرزندهاى ایران زیر شکنجه بودند و زیر ظلم بودند و در حبس بودند و حالا بدترین خیانتکارها آنجا هستند. اینها فکر نمىکنند، مىدانند اما براى اینکه مردم را بازى بدهند، جوانهاى ما را بازى بدهند این را نویسند که حالا هم با آن وقت فرقى نکرده، آن وقت زندانى سیاسى داشتیم حالا هم زندانیان سیاسى. اولاً دروغ مىگویند که این سرتاسر مملکت پر زندانى، خوب، حالا که مىگوئیم که صحیح، اما کىها آن وقت زندان بودند، کىها حالا زندان هستند، آن وقت امثال طالقانى و امثال اینها زندان بودند، حالا امثال نصیرى زندان است. حالا فرقى نکرده با آن وقت؟! حالائى که تمام آزادگان از زیر بند ستم بیرون آمدند و آزادند الان، الان همه مان با هم آزادانه نشستیم صحبت مىکنیم که پیشتر امکان نداشت بر ایمان، اینها آزاد، خائنها در حبس، آن وقت خادمها به ملت، خادمهاى به انسانیت، به اسلام در زندان بودند، خائنها بیرون بودند اشتلم مىکردند، حالا خادمهاى ملت، دوستهاى ملت، خدمتگزارهاى به ملت بیرون هستند، خیانتکارها، آن هم یک مشتشان، خیانتکارها بیش از اینهاست بسیارشان فرار کردند، بسیاریشان هم این زیرها گم شدند و بسیاریشان هم خودشان را جا زدند که اینها باید به تدریج درست بشود. پس فرقى مابین آنوقت و حالا نیست؟! در نظر توى بىاطلاع از همه چى یا بااطلاع و خائن فرق نیست. تو فرقى مابین طالقانى و نصیرى چون نمىگذارى، از این جهت نصیرى در حبس باشد یا طالقانى، پیشت فرق نمىکند بلکه بعکس است، تو مىخواهى او آزاد باشد و او در حبس باشد. حالا که امثال اینها بیرون آمدند و دارند - و دارند - خدمت مىکنند و امثال آن خیانتکارها یا فرار کردند یا چیز کردند، این فرق کرده است. البته جنابعالى و امثال شما و امثال شبنامهنویسها و امثال آنهائى که مىخواهند باز رژیم سابق را یا امثال او را به میدان بیاورند، به این معنا مىگوئید فرقى نکرده شما، البته پیش شما هم باز فرق کرده، شما متأسفید از اینکه این جمعیت خدمتگزار بیرون بیایند و آن جمعیت در حبس باشند، براى این حبسى حالا دارد فریاد مىزند که اى حبسىهاى ما چه، اى حبسىهاى ما چه. این حبسىهائى که الان هستند، این آقاى نویسندهاى که به یک گروهى هستند، نمىدانم چه گروهى، زهر مارى هستند، این اظهار تأسف مىکند بر اینهائى که حالا در زندان هستند مثل اظهار تأسف امریکا بر قتل نصیرى و هویدا و امثال اینها. البته همه از این سنخ هستند همه چون باهمند، برادرها! با هم باشید، جوانها خواهرها! عزیزان من! همهتان با هم باشید. این حرفهائى که اینها مىزنند درست تامل کنید در آن که اساس چه است که مىگویند چیزى نشده است، مىگویند آنجا هم حالا حبسى هست، این اساس مطلب درد اینها ببینید چه است، نمىفهمند اینها که آنى که ملت مىخواهد، شد. نشد یعنى چه؟ یعنى حالا باز رژیم سلطنتى است؟ حالا باز امریکا در اینجا حکومت مىکند؟ حالا باز مستشارهاى آمریکا در اینجا حکومت مىکنند؟ حالا باز ما در توى حبس و تبعید - عرض مىکنم - اینها هستیم؟ حالا مملکت ما مال خودمان نیست، دیگران مىبرند؟ حالا باز آن ظالمهائى که آنقدر ستم به ما مىکردند باز مشغول همان کارها هستند؟ اینها نیست در کار، همه چیز تحقق پیدا کرد یعنى آنى که ملت مىخواست، ما خواست ملت را از فریادش باید بفهمیم، خواست ملت، یعنى همه ملت خواستشان این بود که داد مىزدند، خواستشان این بود که - مىتوانستند -