حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
حقیقت پرستی بشر است و بر ضد خودپرستی بشر است و چون مصداق « انی اعلم
ما لا تعلمون » است طبعا تقدس و تعالی و عظمت پیدا میکند . چنین
مبارزهای مصداق هجرت الی الله و الی الرسول است که در حدیث آمده است
. به عبارت دیگر یک بعد قداست مربوط است به اینکه درد صاحب نهضت چه
نوع دردی است و آرزویش چه نوع آرزویی است .
قیام امام حسین این عنصر را در حد اعلی واجد بود . منافعش کاملا تأمین
میشد ولی او حاضر شد برای نجات جهان اسلام و برای نجات مسلمین از چنگال
ظلم ، جان و مال و تمام هستی خود را به خطر بیندازد . از این جهت آن
حضرت صد در صد یک شهید و یک پاکباخته است بلکه سید الشهداء و سالار
پاکباختگان است .
عامل دومی که به یک نهضت قداست و تعالی و جنبه جاودانی میدهد شرایط
خاص محیط است [١] . چراغ در روز روشن هیچ ارزشی ندارد و در شب
مهتاب و هوای صاف و آسمان پرستاره ارزش کمی دارد ولی در تاریکی مطلق
که چشم چشم را نمی بیند ارزش زیادی دارد ، مانند آبی است که در بیابان
بر تشنهای ببارد ، یا بارانی است که در شدت بی آبی و خشکی و عطش محصول
از ابر فرو ریزد . و به عبارت دیگر عامل دوم نوع قدرتی است که با آن
درگیر شدهاند ، در مقابل فرعونها ، نمرودها ، انا ربکم الاعلی ها ،
[١] قبلا گفتیم اینگونه قیامها برقی است در میان ظلمتها ، شعله مقدسی است در میان اختناقها و استبدادها و ظلمها ، ستارهای است که در تاریکی شب برای گمراهان طلوع میکند ، بلکه مظهر عشق است نه عقل حسابگر عادی آشی و معاشی .