حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
میان امام و پدرش و برادرش نبود ، همچنانکه فرقی میان حکومت یزید و
معاویه و خلفای سه گانه نبود .
این جهت به تنهائی وظیفهای ایجاب نمیکند . اگر مردم اصلحیت را
تشخیص دادند و بیعت کردند و در حقیقت با بیعت ، صلاحیت خود را و
آمادگی خود را برای قبول زمامداری این امام اعلام کردند او هم قبول میکند
. اما مادامی که مردم آمادگی ندارند از طرفی ، و از طرف دیگر اوضاع و
احوال بر طبق مصالح مسلمین میگردد ، به حکم این دو عامل ، وظیفه امام
مخالفت نیست بلکه همکاری و همگامی است همچنانکه امیر علیه السلام چنین
کرد ، در مشورتهای سیاسی و قضائی شرکت میکرد و به نماز جماعت حاضر میشد
. خودش فرمود : « لقد علمتم انی احق الناس بها من غیری ، و والله لاسلمن
ما سلمت امور المسلمین و لم یکن فیها جور الا علی خاصة » [١] .
در قضیه کربلا این عامل به تنهائی دخالت نداشته است . این عامل را به
ضمیمه عامل سوم که دعوت اهل کوفه است باید در نظر بگیریم چون عامل
دعوت مردم ، برای به دست گرفتن حکومت بود نه چیز دیگر . پس این عامل
، عامل جداگانه نیست و باید در ضمن آن عامل ذکر شود .
ب - از امام بیعت میخواستند و در این کار رخصتی نبود : یزید نوشت :
خذ الحسین بالبیعة اخذا شدیدا لیس فیه رخصة .
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٧٢ [ حقا شما میدانید که من از همه مردم به خلافت شایستهترم . به خدا سوگند تا زمانی راه مسالمت میپویم که امور مسلمین به سلامت باشد و جز به شخص من ستم نشود ] .