حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
گذاشتن بر حکومت او بود که ملازم بود با امضاء بر نابودی اسلام : « و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید » . پس موضوع امتناع از بیعت خود اصالت داشت . حسین ( ع ) حاضر بود کشته بشود و بیعت نکند ، زیرا خطر بیعت خطری بود که متوجه اسلام بود نه متوجه شخص او ، بلکه متوجه اساس اسلام یعنی حکومت اسلامی بود نه یک مسئله جزئی فرعی قابل تقیه . اما موضوع دوم نیز به نوبه خود اصالت داشت . از این نظر این جهت را باید مطالعه کرد که آیا شرط امر به معروف یعنی احتمال اثر و منتج بودن در آن بود یا نه ؟ از گفتههای خود امام حسین که میفرمود : « ثم ایم الله لا تلبثون بعدها الا کریثما یرکب الفرس حتی تدور بکم دور الرحی و تقلق بکم قلق المحور » . یا در جواب شخصی که " ریاش " نقل میکند فرمود : ²ان هؤلاء اخافونی و هذه کتب اهل الکوفة و هم قاتلی فاذا فعلوا ذلک و لم یدعوا لله محرما الا انتهکوه بعث الله الیهم من یقتلهم حتی یکونوا اذل من قوم الامه » . ( فرام الامة ) و همچنین است جملههائی که در وداع دوم به اهل بیت خودش فرمود : « استعدوا للبلاء و اعلموا ان الله حافظکم و منجیکم من شر الاعداء و یعذب اعادیکم بانواع البلاء » ، از اینها معلوم میشود که امام حسین توجه داشت که خونش بعد از خودش خواهد جوشید و شهادتش سبب بیداری مردم میشود . پس شهادتش مؤثر بود . اما از نظر سوم : از این جهت همینقدر مؤثر بود که امام را متوجه کوفه کرد . اما آیا اگر به کوفه نمیرفت ، در محل امن و امانی بود ؟ اگر در مکه یا مدینه هم بود چون از بیعت امتناع میکرد و به