حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
« جئتکم باهدی مما وجدتم علیه آباءکم ، قالوا انا بما ارسلتم به کافرون
[١] . در این آیه اخیر اشاره شده است به ابتلاء خاتم الانبیاء و اینکه این
ابتلاء عمومیت داشته و اینکه درد آنها ترف و اسراف و تنعم از وضع
ظالمانه موجود بوده و اینکه این منطق را که پدران ما چنین بودهاند آنها
برای خود و برای حمایت از ترف خود تراشیدهاند که غیر مترفین و
بیچارههای ضعیف را که دعوت جدید برای نجات آنها آمده در ناحیه فکر
گمراه کنند که سنن ماضی لازم الاحترام است و اگر نه خود آنها به آن سنن
کوچکترین علاقهای نداشتند .
قریش یعنی اکابر قریش به پیغمبر ایراد میگرفتند که چرا غذا میخورد و
راه میرود و چرا گنجی از طلا و باغی پر از میوه ندارد . آیا واقعا امثال
ابوسفیان و ابوجهل گرفتار شبهه و شک بودند و برای اظهار شک خود این
سخنان را میگفتند و یا برای القاء شک در دیگران میگفتند ؟ آنها که
ابراهیم را پیغمبر میدانستند و آیا معتقد بودند که ابراهیم طعام نمیخورد
و در میان مردم راه نمی رفت و گنجی از طلا و باغی پرمیوه داشت ؟ ! همه
اینها بهانه و برای فریب مستضعفین بود .
به هر حال قرآن هدف پیغمبران را قیام به قسط معرفی میکند : « لقد
ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب »
[١] [ ترجمه : و همینگونه هیچ بیم دهندهای را پیش از تو در قریهای نفرستادیم جز اینکه افراد خوشگذران آنجا گفتند : ما پدران خود را بر راهی یافتهایم و خود نیز از آثارشان پیروی میکنیم ، و آن پیامبر گفت : هر چند من چیزی آورده باشم که از آنچه شما پدران خود را بر آن یافتهاید بهتر باشد ؟ گفتند : ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید کافریم ] .