حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢
نوشتهاند ظاهرا که خود ابا عبدالله پس از یک جریان ( ظاهرا سنگ که
به پیشانی آن حضرت خورد ) [ دست پر خون خویش را ] به صورتش مالید و
فرمود : « هکذا حتی القی جدی » [١] .
٢ - چرا امام به مردم بصره نامه نوشت و آنها را دعوت کرد ؟ آیا خود
نوعی نقشه برای توسعه خونریزی و انقلاب نبود ؟ و بالاتر اینکه چرا در شب
عاشورا حبیب بن مظهر را به میان بنی اسد فرستاد ؟ آیا احتمال اینکه بنی
اسد بتوانند مقاومت کنند در کار بود ؟ ابدا . چرا یاران و کسان خود را
الزام نکرد که خود را از معرکه بیرون کشتند ؟ و چرا داوطلبی آنها را برای
کشته شدن پذیرفت ؟
آیا امام مخصوصا میخواست اعتراض و انتقاد و اعلام جرم و فریاد
عدالتخواهی و حقیقتخواهی ( و بالاخره پیام اسلام را ) با خون خود و عده
بیشتری بنویسد که هرگز پاک نشود ؟ امام خطبههای داغش را پس از برخورد
با حر و پس از وقوع در بن بست ایراد میکند . تاریخ نشان میدهد که
سخنانی که با خون نوشته شده هرگز پاک نمیشود زیرا از کمال صداقت و
خلوص و عمق تصمیم و اندیشه حکایت میکند . منطق شهید فوق منطقهای دیگر
است .
بسیاری از سلاطین مایل بودند که نامشان و سخنشان و پیامشان ( هر چند
پیامی برای انسانها نداشتهاند ، اظهار خودخواهی بوده است و بس ) باقی
بماند ، [ لذا ] آنرا بر لوحههای
[١] [ اینگونه میخواهم جدم را دیدار کنم ] .