حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
خانواری میرود از نوع اولی است ولی درشتتر ، و آنکه دنبال حکومت یک شهرستان یا یک استان و یا یک کشور میرود به همین نسبت درشتتر است و آنکه سودای جهانگیری و جهانداری در سردارد یک جاه طلب درشتتر است . شخصیت اینها عظیم است و شخصیت خودخواهی شأن عظیم است ، سبع عظیم و جاه طلب عظیم و استثمارگر عظیم هستند . اینها وسعت روح و سعه شخصیت پیدا کردهاند ولی تمام آن توسعه و وسعت در ناحیه حوائج شخصی خودشان است ، میخواهند تمام دنیا را در هاضمه بزرگ خود بریزند . اینها پرخورهای روزگارند ، میخواهند همه دنیا را جزء خود بکنند ، همه شخصیتها را فانی بکنند مگر شخصیت خودشان را و شخصیتهای طفیلی خودشان یعنی آن شخصیتها که جزء شخصیت آنها است و هضم شده در شخصیت آنها است . پس آنها بزرگند و فعال ولی مانند غده سرطان که یک سلول ، بی تناسب شروع میکند به رشد ، و همان ، منشأ هلاکت بدن میشود . ولی دسته دوم توسعه شخصیت پیدا میکنند آنطور که مادر توسعه شخصیت پیدا میکند که فرزند و شخصیت فرزند ، مستقل و محفوظ و محترم میماند و او همانطور برای آن شخصیت کار میکند که برای خودش کار میکند . او نمیخواهد آن شخصیتها را در خودش هضم کند بلکه میخواهد آنها را حفظ کند و مستقل و محترم بشمارد . او به منزله غده سرطان نیست ، به منزله یک روح قوی است که در پیکر اجتماع میدود و همه را زنده و فعال میسازد. او مصداق مخالف « من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم » است . او شخصیت انسانیش توسعه پیدا کرده و روح بشری نه