حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
رسول الله ، والله لا تری الجنة ابدا " [١] . ( تذکره سبط ص ٢٥٩ )
یحیی بن الحکم ( برادر مروان حکم ) گفت : " بین شما و پیغمبر خدا در
روز قیامت جدائی افتاد . من دیگر در هیچ کاری با شما شرکت نمی کنم " .
( طبری ، جلد ٤ ، ص ٣٥٦ )
یحیی بن الحکم وقتی که سر امام را مقابل یزید دید ، از روی ناراحتی و
تأسف گفت : " سمیه باید فرزندانش به عدد ریگهای بیابان باشد ولی
فرزندان دختر پیغمبر باید کشته و نابود گردند " ( طبری ، جلد ٤ ، ص ٣٥٢
)
هند زن یزید وقتی که از ماجرا آگاه شد خود را در لباس مخصوص مستور
کرد و از اندرون خانه به مجلس مردان آمد و گفت : آیا این سر حسین فرزند
فاطمه است ؟ یزید گفت : آری ، سر حسین فرزند فاطمه است ؟ تو برای او
گریه و عزاداری کن . خدا بکشد ابن زیاد را که در کشتن او تعجیل کرد . (
طبری ، جلد ٤ ، ص ٣٥٦ )
به نظر من از اینها بالاتر اینکه معاویه پسر یزید خود را از خلافت خلع
کرد و بر یزید و بر معاویه لعنت فرستاد و حق را به جانب حسین ( ع ) و
علی ( ع ) داد . علیهذا بزرگترین اثر حادثه کربلا این بود که پرده نفاق را
درید و حساب سلطنت عملا از حساب دین جدا شد ، و اگر حادثه کربلا نبود ،
امویین به نام دین بر مردم حکومت میکردند و البته این چسبیدن آنها به
دین ، در نظر عدهای آنها را تبرئه میکرد و در نظر عده بیشتری دین را
ملوث مینمود .
[١] [ ای پلید ! پسر رسول خدا را کشتی ؟ به خدا سوگند هرگز روی بهشت را نخواهی دید ] .