حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
او دائره خودپرستی خود را توسعه داده بود . همچو شخصی اگر همه کرات
آسمانی را هم تسخیر کند عملش جنبه تقدس و احترام پیدا نمیکند . عمل
آنوقت مقدس است که هدفی بیرون از خود پرستی داشته باشد ، [١] فقط به
خاطر تکلیف و وظیفه انجام شود ، خصوصا تکالیفی که بشر در برابر نوع و
اجتماع دارد . " المقتول دون عیاله و ماله " شهید است چون به خاطر
وظیفه و شرافت و تکلیف وجدان و دیانت انجام میگیرد نه به خاطر جلب
منفعت مادی . حالا اگر انسان ، المقتول دون العدل و الحریه ، دون التوحید
و الایمان باشد قداست و قدیسیتش به درجاتی بالاتر است .
حس تعالی و تقدس حسی است اصیل در بشر و از صمیم روح بشر سرچشمه
میگیرد مثل حس حقیقت خواهی ( علم ) ، نیکی
> تفاوت میان شهید و دیگران هست که شهید پاکباخته است و
| " سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی " |
. اما عالم یا منفق یا معلم یا مربی یا هنرمند قسمتی از ما یملک خود را ارزش و ابدیت میدهد . قبلا گفتیم که عالم و مربی و صنعتگر و فیلسوف و منفق ، مدیون شهدایند و شهدا مدیون کسی نیستند . خون شهید به زمین نمیریزد بلکه هزار برابر میشود و به دیگران تزریق میشود و در رگهای دیگران برای همیشه جریان مییابد و اینست معنی جاوید شدن خون شهید ، و اینست معنی اینکه شهدا حماسه میآفرینند . و به همین جهت پیشوایان آرزوی شهادت میکردند ، و به همین جهت اسلام در هر زمانی نیازمند به شهید است . [١] اینجا باید این بحث تحقیق بشود که ملاک اصلی قداست چیست ؟ چرا خودپرستی پلیدی است و کار برای خدمت به غیر و برای انجام وظیفه و مسؤولیت یا برای رضای خدا مقدس است ؟ آیا ملاک ، مادیت و تجرد است ؟ آیا ملاک ، وجود و عدم است ؟ آیا ملاک ، حرکت و توقف است ؟ آیا ملاک ، هماهنگی با اهداف جهان و حرکت تکاملی جهان است ؟ و آیا علت تقدس همانطور که در متن گفتهایم ابدی شدن و جاودانگی و نجات از مرگ است ؟