حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
کردیم که امام ضمن درد دل کتبی به ابن عباس میگوید : مرا در مکه آرام نمیگذارند و از جوار حرم الهی مجبور به خروج میکنند . ابن عباس هم در نامهای که به یزید مینویسد و سخت او را ملامت و فحش کاری میکند ، میگوید : شما به زور حسین را از حرم الهی اخراج کردید . ب - ارزش این عاملها چقدر بود ؟ کدامیک از اینها از نظر امام ، هدف اصلی بود ؟ دو عامل اول هیچکدام قطعا تابع دیگری نبود یعنی فرضا امام مورد در خواست بیعت هم واقع نمی شد ، به عنوان امر به معروف اعتراض میکرد ، و فرضا اعتراض نمی کرد ، بیعت هم نمی کرد . بحث در مقدار ارزش و اصالت عامل سوم است . اینجا ممکن است کسی گمان کند که عامل اصلی در این جریان این بود که امام میخواست زمام امور را به دست بگیرد ، دو جریان دیگر یعنی امتناع از بیعت و اعتراض و انتقاد به نام امر به معروف و نهی از منکر مقدمه این کار بود . بدیهی است کسی که اوضاع را به نفع خود مساعد میبیند و قصد زمامداری دارد ، هم نباید بیعت کند زیرا زمینه خودش را خراب میکند ، و هم باید سوژه تبلیغاتی علیه دستگاه داشته باشد و از آنها انتقاد کند ، طبق شرائط آنروز یک اصل اسلامی به نام امر به معروف و نهی از منکر را دستاویز قرار دهد . یعنی امتناع از بیعت و اعتراض به نام امر به معروف ، مقدمه رفتن به کوفه است . نتیجه اینست که همان لحظهای که متوجه میشود که اوضاع مساعد نیست ، وضع خودش را از نظر آن دو جریان دیگر عوض کند ، هم حاضر شود برای