حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢
چنانکه میبینید اهل سنت این قصه زشت و زننده را بعنوان کرامت برای امام نقل کرده و حیا نکردهاند . باید گفت این شخص . [ یعنی سفیان بن وکیع ] . صفحه ١١١ : و باعث تعجب است که سید بزرگوار مرحوم ابن طاووس رضوان الله علیه همین داستان را در لهوف ( ص ٥٤ ) آورده است بدون اینکه بنقطه ضعف آن اشارهای بکند . چرا آن جملات شدید ، اینجا آرام میشود ؟ صفحه ١٢٥ : " ابن طاووس رحمه الله میگوید : من از کتاب " اصل " احمد بن حسین بن عمر بن یزید ثقه ( که بر پشت آن نوشته است : کتاب مال محمد بن داود قمی است ) بسندی که در آن کتابست از امام صادق ( ع ) نقل میکنم که گفت . . . ظاهرا صیغه روایت ، مجهول است و مقصود این است که برای من کسی از این کتاب نقل کرده است . و اگر غیر این باشد ، مسند و مشخص است و ایراد مؤلف وارد نیست . صفحه ١٢٦ : بدیهی است نقل ابیمخنف نیز مثل نقل لهوف مرسل است چون ناقل اصلی قضیه مجهول است ، در اینصورت مرسل ابی مخنف با مرسل لهوف معارضه میکند و هر دو از اعتبار ساقط میشوند و مثل اینست که نه