حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠
[ است ] .
از اینرو یک تاریخ ممکن است مذکر محض باشد و تاریخ دیگر ممکن است
مختلط باشد و به واسطه اختلاط پلید باشد ، و یک تاریخ دیگر ممکن است
مذکر و مؤنث باشد اما به این نحو که مرد در مدار خودش و زن در مدار
خودش . پس گاهی زن عامل مؤثر در تاریخ نیست ، گاهی عامل است اما
مختلط و در حقیقت بازیچه مرد ، و گاهی عامل است اما در مدار خودش .
زن در تاریخ مذهبی طبق تلقی قرآن کریم عامل مؤثر بوده است . یعنی
تاریخ مذهبی قرآنی مذکر مؤنث است - یعنی انسانی است - اما با حفظ
مدارهای خاص به هر یک ، به عبارت دیگر " مذنث " است ، زوج است .
در ورقههای " زن در قرآن " [١] در این باره بحث کردهایم .
حادثه کربلا نیز یک تاریخ " انسانی " است یعنی تاریخ زوج است نه
فرد ، " مذنث " است نه مذکر و نه مؤنث ، مذکر و مؤنث است نه مذکر
محض . به عقیده ما زن تا آنجا که فقط نقش وسیله عشقبازی و چشم چرانی را
[ دارد ] و نقش خود را در آرایش و در حقیقت رونق بخشیدن به محفل مرد -
آنهم عموم مردان میبیند ، هرگز نقش مستقل و مؤثری در تاریخ ندارد .
البته ما نقش اساسی تأثیر غیر مستقیم زن را در تاریخ منکر نیستیم که
گفتهاند زن مرد را میسازد اعم از فرزند و شوهر ، و مرد تاریخ را . بحث
ما در نقش مستقیم است .
[١] [ مطالب این ورقهها در سلسله یادداشتها به چاپ خواهد رسید ] .