حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩
بوده ، در ردیف اشیاء گرانبها ، و آن همان منطق کنج خانه و خدمت به مرد و زائیدن و شیر دادن ، بدون آنکه استعدادهای روحی او رشد کند ، بدون اینکه تعلیم و تربیت واقعی بیابد و شخصیت پیدا کند [ میباشد که ] هر چه دست و پا شکستهتر بهتر و گرانبهاتر ، هر چه بی زبانتر بهتر و گرانبهاتر ، هر چه بیخبرتر گرانبهاتر و بهتر ، و هر چه بیارادهتر بهتر ، هر چه ناآگاهتر بهتر ، هر چه اسیرتر و مسلوب الارادهتر بهتر ، و هر چه منفعلتر و بی هنرتر بهتر . یعنی از سه اصلی که شخصیت انسانی انسان را تشکیل میدهد : آگاهی ، آزادی ، خلاقیت ، هر چه نداشته باشد بهتر . ولی در این نقش ، زن ملعبه فرد مرد هست اما ملعبه جامعه مردان نیست . نقش دوم اینست که اساسا تفاوت مرد و زن را ندیده بگیریم ، و هر گونه حریم را که احترام زن بسته به او است برداریم و زن را مورد دستمالی و بهرهبرداری کامل قرار دهیم ، فاصله و حریم را بکلی از میان ببریم . در این نقش ، زن ، شخص بوده و عامل تاریخ اما بی بها و نقشش بیشتر در جهت فساد تاریخ بوده است . به عبارت دیگر زن در آن نقش تا حدی عزیز و محبوب و گرانبها بود ، اما ضعیف ، یک ضعیف گرانبها و یک " شیء " گرانبها و در نقش دوم یک " شخص " بود اما شخص بی بها . نقش سوم و یا مکتب سوم آن است که " شخص گرانبها " باشد و آن به دو چیز وابسته است : یکی رشد استعدادهای خاص انسانی یعنی علم ، اراده ، قدرت ابتکار و خلاقیت ، و دیگر دوری از ابتذال و مورد بهره گیری مرد بودن ، پس رشد استعدادها در عین نگهداشتن حریم . در این مکتب ، حریم و نه محبوسیت و نه اختلاط