حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩
هدف استعمار فقط محو شخصیت و استقلال روحی و فکری است ، نه جاهل
ماندن ، نه ساختمان عالی نداشتن ، نه ظاهر پرزرق و برق نداشتن . اینها
هدف نیست .
میگویند در مثل : " الاغ مرده دیگری در نظر او قاطر است " .
دو چیز مقیاس قضائی را بهم میزند : عشق و حب ، و دیگر مرعوبیت .
بزرگترین خسرانها خسران شخصیت است . وای به حال ملتی که افتخارش به
این باشد که به زبان اجنبی سخن میگوید ، آداب او را به کار میبرد . . .
٣٣ - آلمانیها گفتهاند ما در جنگ دوم همه چیز خود را باختیم مگر
شخصیت خود را .
خلاصه مطلب :
الف - میگوئیم امام حسین با قیام و مبارزه خود بنیاد کاخ ظلم را
واژگون ، و اسلام را تجدید حیات ، و درخت دین را آبیاری کرد . به چه نحو
و چگونه ؟ به این که شخصیت معنوی مسلمانان را بیدار و احیا کرد ، در
آنها حماسهای را که مرده بود زنده کرد . بحثی درباره شخصیت و فلسفه
مستقل زندگی داشتن و تعظیم و احترام شعائر ملی و دینی که بزرگترین
سرمایهها است ، حتی از علم بالاتر است . پیغمبر به عرب چه داد ؟ شخصیت
داد [١] . از چه راه ؟ از راه ایمان به مبادی اسلام که طبعا شخصیت
آفرین است .
[١] خاصیت شخصیت اینست که مانع جذب شدن است . هر کمبودی قابل اصلاح است مگر بی شخصیتی .