حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
مبارزه میکرد . عنصر فکر اموی داخل عناصر فکر اسلامی شد . ای بسا که در
فکر همانهائی که هر صبح و شام بنیامیه را لعنت میکنند ، عنصری از فکر
اموی موجود باشد و خودشان خیال کنند فکر اسلامی است و قطعا اینطور است [١] . مثل موضوع رعایت شؤونات در مصرف زکات و خمس و در استطاعت حج
و در نفقه زوجه و امثال اینها .
علی علیهالسلام به خطر سلطه اموی زیاد اهمیت میداد و اعلام خطر میکرد
ولی کمتر کسی متوجه میشد و خودش هم میفرمود بعدها متوجه میشوید :
²و عند ذلک تود قریش - بالدنیا و ما فیها - لو یروننی مقاما واحدا و لو
قدر جزر جزور لا قبل منهم ما اطلب منهم الیوم بعضه و لا یعطوننی » [٢] (
نهج البلاغه ، جلد ٢ ص ٥ ) .
از جمله راجع به فتنه اموی فرمود : « ان الفتن اذا اقبلت شبهت ، و
اذا ادبرت نبهت » [٣] . . . ( جلد ٢ ص ٤ ) ایضا : « ایها الناس سیأتی
علیکم زمان یکفأ الاسلام کما یکفأ الاناء بما »
[١] امویها رفتند ولی مع الاسف عناصر فکر اموی و رژیم اموی باقی ماند و با تغییر ، جزء اصول زندگی ما شده . امروز هم اصول معاویهای عامل دیانت را استخدام کرده علیه دیانت ، و نمیشود یک کلمه علیه اصول اموی سخن گفت . به اندازه گریه ای که در پای پیراهن عثمان ریختند باز میریزند . [٢] [ ترجمه : و آن هنگام است که قریش آرزو میکند در برابر دنیا و ما فیها یک بار مرا ببینند هر چند به قدر کشتن شتری باشد ( لحظاتی اندک ) تا آنچه اینک اندکش را از آنان میخواهم و به من نمیدهند بپذیرم ] . [٣] [ ترجمه : وقتی فتنهها رو آورند حق و باطل را بهم بیامیزند ( و راه تشخیص را ببندند ) و چون پشت کنند و از بین روند آگاه کنند و حق را روشن سازند ] .