حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
« و الرأی لما یستحصف » [١] فهمیده میشود که امام با اطمینان به یاری
کوفیان آمده است ، و اگر قبلا عدم آمادگی خود را اعلام میکردند امام چنین
تصمیمی نمیگرفت و به کوفه نمیآمد .
پس اولا امام به قصد کربلا و به قصد کشته شدن نیامد .
ثانیا امام مطمئن شده بود به یاری کوفیان .
ثالثا اگر این اطمینان پیدا نشده بود هرگز به کوفه نمیآمد ، کار دیگری
میکرد ، مثلا بیعت میکرد و تسلیم میشد ! . ( ولی این استنتاجها غلط است
. آمدن امام به کوفه از باب اقل الخطرین یا الخطرات بود . این جملهها
از نظر تکلیف خود مردم کوفه است نه از نظر تصمیم امام ) .
٢١ - آقای صالحی مینویسد منشأ این تصور که امام از اول به قصد کربلا و
برای کشته شدن بیرون آمده است پنج چیز است :
الف - سر قبر پیغمبر اکرم خواب دید .
ب - حدیث « ان الله شاء ان یراک قتیلا » .
ج - خطبه « خط الموت علی ولد آدم »
د - خطبهای که در آن این جمله است : « لا اری الموت الا سعادش » . . .
ه - حدیث منسوب به امسلمه و داستان خاک و شیشه .
اما داستان خواب را " خوارزمی " از " ابن اعثم کوفی " .
[١] [ وای بر شما ! چرا آنگاه که شمشیرها در نیام و دلها آرام بود و هنوز عزم جدی گرفته نشده بود ما را رها نکردید ؟ ] .