حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
بیعت ، و هم اینکه دست از اعتراض و انتقاد بردارد .
از کتاب آقای صالحی برمی آید که مطلب همینطور است ، در صورتی که
چنین نیست . اشتباه بزرگ آقای صالحی همین است . امام نه حاضر شد به
بیعت و تسلیم ، و خود گفته بود به هر حال من بیعت نخواهم کرد « و لو لم
یکن ملجا و لا ماؤی » ، یعنی خواه کوفه مرا بپذیرد و خواه نپذیرد بیعت
نخواهم کرد ، و هم اینکه پس از یأس از یاوری کوفیان نیز دست از انتقاد
نکشید . خطبههای داغش را پس از برخورد با " حر " و اطلاع از وضع کوفه
ایراد کرد . بعد از اطلاع از شهادت " مسلم " یا " قیس بن مسهر " یا
" عبدالله بن یقطر " تازه این آیه را میخواند : « من المؤمنین رجال
صدقوا ما عاهدوا الله علیه »[١] . . . پافشاری امام پس از تغییر
اوضاع کوفه شاید بیشتر برای این بود که بفهماند امتناع از بیعت و هم
اعتراض و انتقادش مقدمه به قدرت رسیدن و تسلط بر کوفه نیست . و اما
اعلام انصراف امام ، فقط انصراف از رفتن به کوفه است نه از امتناع از
بیعت و نه از اعتراض و انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر . برخلاف
عقیده صالحی ، ترک بیعت و اقدام به اعتراض امام منوط به زمینه کوفه
نبود که با سقوط این زمینه ، هم حاضر به بیعت شود و هم ترک اعتراض کند
. و خطر اعتراض را هم میدانست و به اثر این اعتراض خونین هم واقف بود
، میخواست اعلام جرم خود را با خون بنویسد که هرگز پاک نشود . و هم
اینکه راهی پیش نگرفت که لااقل از کشته شدن فرزندان و یارانش جلوگیری
کند ، زیرا
[١] سوره احزاب ، آیه . ٢٣