حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
امام هم در جواب آنها ضمن ابلاغی که به نام مسلم صادر میکند مینویسد :
« انی بعثت الیکم اخی و ابن عمی و ثقتی فی اهل بیتی . . . و لعمری ما
الامام الا العامل بالکتاب ، القائم بالقسط ، الدائن بدین الله » [١] .
در این نامه تز امام راجع به حاکم و حکومت مشخص میشود ، و نشان میدهد
عنایت امام را به مسأله رهبری در درجه اول ، و اینکه بزرگترین منکر خود
یزید است و پستی که اشغال کرده است .
وضع امام از این جهت عینا وضع پدرش علی ( ع ) است بعد از کشته شدن
عثمان که آن حضرت اجتماع مردم را بر بیعت ، اتمام حجت برخود میداند با
اینکه قلبا مایل نیست از باب اینکه آینده را مبهم میداند و فرمود :
« فانا مستقبلون امرا له وجوه و الوان » [٢] . . . و فرمود : « لولا حضور
الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت
آخرها بکاس اولها » [٣] .
اتمام حجت به معنی این نیست که حجت خدای عالم السر و الخفیات بر
مردم تمام شود « لیهلک من هلک عن بینة و یحیی »
[١] ارشاد مفید ، ص ٢١٤ با کمی اختلاف . [ من برادر و عموزاده و شخص مورد اطمینان خود از میان خاندانم را به سوی شما گسیل داشتم . . . و به جان خودم سوگند که مقام رهبری را نسزد مگر آنکس که عامل به کتاب خدا و قائم به دادگری و حاکم و عامل به دین خدا باشد ] . [٢] نهج البلاغه ، خطبه ٩٠ ، [ زیرا ما با امری روبرو هستیم که چندین رنگ و چهره دارد ] . [٣] نهج البلاغه ، خطبه . ٣ [ و اگر حضور مردم نبود و حجت خدا با وجود یاور بر من تمام نمی شد ، ریسمان حکومت را بر کوهان شترش رها میساختم ، و پایان خلافت را با جام آغازش سیراب میکردم ( کنایه از آنکه دست از اقدام و قبول میداشتم چنانکه در آغاز بداشتم " .