حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
این بود شمهای از اخلاق یزید ، و معاویه میخواست او را برگردن مسلمین
سوار کند .
وضع حکومت یزید صورتی داشت که قابل صلح و معاهده و معاقده نبود .
امام مجتبی با معاویه قرارداد صلح بست . معاویه عقل و خلقی داشت که
میتوانست تا حدودی حفظ ظاهر بکند و جز در مواردی که برای ملک و سیاستش
خطر بود رعایت ظواهری را بنماید . ولی وضع یزید تجاهر به فسق و تجاهر به
رذالت و پستی و تجاهر به عیاشی بود . اگر هم از ناحیه امام حسین و به
نام اسلام و قرآن قیامی نمی شد و [ طومار ] حکومت یزید را در ظرف سه سال
در هم نمیپیچید و چند سال طول میکشید ، ممکن بود قیام دیگری علیه یزید
شود که عنصر اسلامی هم نداشته باشد و آنوقت خطر مواجه عالم اسلام میشد .
به قولی مردن یزید در یک مسابقهای واقع شد که با میمونی - و شاید همان
ابو قیس بوده - گذاشته بود . قیام اهل مدینه تنها سببش شهادت امام
حسین نبود ، سبب دیگرش وضع ناهموار یزید بود : عبدالله بن حنظله با
عدهای به نمایندگی اهل مدینه آمد به شام ، اوضاع را طوری ناراحت کننده
دید که گفت : والله ما خرجنا علی یزید حتی خفنا أن نرمی بالحجارش من
السماء . ان رجلا ینکح الامهات والبنات والاخوات ، و یشرب الخمر ، و یدع
الصلاش ، والله لو لم یکن معی أحد من الناس لابلیت الله [١] فیه بلاء
حسنا [٢] .
[١] ظ : لله . [٢] [ ترجمه : به خدا سوگند ما بر یزید نشوریدیم مگر به خاطر اینکه ترسیدیم بر ما سنگ از آسمان ببارد . او مردی است که با مادران و دختران و خواهران خود نکاح میکند ، >