حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
میکند . از این نظر امام حسین " نه " میگوید ، باید دست خود را عقب بکشد ، باید جا خالی کند . از نظر این تکلیف اگر امام از کشور خارج میشد وظیفه خود را انجام داده بود ، اگر به میان کوهها میرفت که دسترسی به او نبود ( به قول ابن عباس شعاب الجبال ) باز وظیفه خود را انجام داده بود . اگر فرضا در خانهها مخفی شده بود باز هم وظیفه خود را انجام داده بود ، ولی اگر بیعت زوری و اکراهی انجام میداد معذور نبود . اکراه از نظر اسلام شامل این مسائل نمیشود . « رفع ما استکر هوا علیه و لا ضرر و لا ضرار » شامل جایی که ضرر بر اسلام وارد شود نیست ، مثل اینکه کسی را مجبور کنند که علیه السلام کتاب بنویسد یا قرآن را تخطئه کند . در اینجا این نکته گفته شود که بعضی میگویند چرا امام حسین در زمان معاویه اقدام نکرد و بعضی دیگر جواب میدهند چون در آن وقت موضوع صلح امام حسن در بین بود و امام نمی خواست بر خلاف عهد برادرش رفتار کند . این سخن درست نیست زیرا معاویه خودش آن پیمان را نقض کرده بود . قرآن کریم عهد و پیمان را محترم میشمارد تا وقتی که دیگری محترم بشمارد . قرآن نمیگوید اگر طرف نقض کرد تو باز هم وفادار بمان بلکه میگوید : « فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم ». البته عهد با کافر هم محترم است . پیغمبر اکرم با قریش در حدیبیه قرارداد بست و چون نقض از ناحیه آنها شروع شد پیغمبر اکرم هم آنرا ورق پارهای بیش نشمرد . بلکه سر عدم قیام سید الشهداء این بود که انتظار فرصت بهتر و بیشتری را میکشید . اسلام تاکتیک و انتظار فرصت