حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
از این نظر ارزش قیام از جنبه شهامت و حقیر شمردن دژخیمان و ستمگران
و فرعونها و نمرودها است . چنانکه میدانیم قیام ابراهیم و موسی و عیسی و
رسول اکرم در برابر این قدرتهای حاکم اهریمنی بود ، و همین که شرائط
نامساوی بود و یک تنه قیام میکردند و مصداق « کم من فئة قلیلة غلبت فئة
کثیرش باذن الله »بود ، ارزش میدهد به این قیامها .
عجیب است که برخی - مثل نویسنده " شهید جاوید " - برای اینکه قیام
امام حسین را موجه جلوه دهند سعی میکنند به نحوی ثابت کنند که مردم کوفه
واقعا قدرتی بودند و قابل اعتماد بودند ، در صورتی که عظمت قیام حسینی
در اینست که [ امام ] یک تنه قیام کرد ولی اثر روحی و روانیش در حدی
بود که جهان آنروز را تکان داد و اثرش هنوز باقی است .
عامل سوم مربوط است به درجه روشن بینی ، به درجه آگاهی اجتماعی و به
درجه جهت شناسی و به درجه خبرویت مانند یک پزشک آگاه که هم بیماری را
میشناسد و هم راه علاج را ، هم به نوع خواب ملت آگاه است و هم به
کیفیت بیدار کردن . اینست که این نهضت توأم است با یک بینش و درک
قوی و یک بصیرت خارق العاده و نافذ و یک دور بینی زیاد که طبق مثل
معروف : " درخشت میبیند آن چیزی را که دیگران در آئینه نمیبینند " .
به اصطلاح قیام پیش رس ( نه زودرس ) ، اعلام خطری است قبل از آنکه
دیگران خطر را احساس کنند .
> بر ایشان زیانی ندارد . و پیوسته گرفتاری آنان بر شما باقی است تا آنجا که دادخواهی شما از آنها نیست مگر مانند دادخواهی بنده از ارباب خودش ] .