حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
کسی قیام کند برای اینکه به آب و نانی برسد ، جاه و مقامی کسب کند ، پول و ثروت و قدرتی تحصیل کند و به قول حنظله بادغیسی برای کسب مهتری و یا به قول ناسیونالیستها برای تعصبات ملی و وطنی قیام کند ، چنین قیامی مقدس نیست بلکه از آن نظر که مستلزم وسیله قراردادن دیگران است محکوم است ، خواه موفق شود و خواه شکست بخورد . چنین قیامی معامله و تجارت است که گاهی سود دارد و گاهی زیان ، نه سود بردنش اهمیتی دارد و نه زیان بردنش . اینگونه قیامها مبارزه شخص با شخص است به خاطر منافع ، و به همین دلیل بی ارزش است . اینکه امام به تبعیت از پدر بزرگوارش میفرمود : « اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا منافسة فی سلطان » . . . ناظر به اینست که درد ما و آرزوی ما چه بوده است . ولی اگر قیام و مبارزه ، مبارزه شخص با شخص نبود ، مبارزه به خاطر منافع نبود ، بلکه مبارزه با نوعی عقیده و نوعی رژیم مبتنی بر ظلم و فساد و شرک و بت پرستی و برای رهائی بشریت از بردگیهای اجتماعی و خطرناکتر اعتقادی ، و بالاخره برای نجات بشریت از چنگال عفریت جهل و ضلالت و هیولای ظلم و استبداد و استثمار بود ( « و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرش الضلالة » ) و به انگیزه امر خدا و تحصیل رضای حق بود که « ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین »، بر اساس از خود گذشتگی و فداکاری بود ، و خلاصه اگر خالصا لوجه الله بود و هیچ منفعتی نداشت بلکه منافع را به خاطر حقیقت به خطر انداخت ، چنین مبارزهای چون جلوهای از روح