حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣
بود که جوانی در حالی که نشان میداد قبلا هماغوش زن بوده است ، در حالی که یک پا را به پائین گذاشته و رو گردانده بود در حال فرار بود و خود جوان نیز فوق العاده زیبا بود . گفتند : این ، تجسم فکر افلاطون است که هر عشقی پس از رسیدن تبدیل به بیزاری میشود و معشوقها در اثر وصال منفورها میشوند . ولی این تجسم یک تجسم بی روح بود . در اسلام تجسمهای زنده و روحدار و جاندار و واقعی است . حادثه کربلا یک تجسم است از اسلام در همه جنبهها اما جاندار و روحدار . حادثه امام حسین گوئی برای ایجاد یک نمایش حماسی و پرخاشگری و تراژدی و وعظی و عشق الهی و مساوات اسلامی و عواطف انسانی ، همه در آخرین اوج به وسیله قهرمانهای مختلف از پیر و جوان ، زن و مرد ، آزاد و برده و یا آزاد شده ، بالغ و کودک به وجود آمده و همه ابعاد اسلام را هم نشان میدهد . هم توحید و عرفان و عشق الهی و تسلیم و رضا و نرد محبت با حق باختن و پاکبازی با خدا ، و هم در عین حال جنبه اعتراض و پرخاشگری شدید و همدردی با محرومان ، و هم حماسه اخلاقی تحرک و تحمس شجاعت و حماسه انسانی ، و هم وعظ و اندرز و سکون خاص به آن ، و هم برابری و مساوات اسلامی ، و هم تجلی عالیترین عواطف اخلاقی و اسلامی ، مثلا ایثار ( داستان ابوالفضل ( ع " ، فداکاری و سبقت در آن . اینست معنی جامع بودن قیام حسینی . اولا از نظر هدف و مقصد و ایده و فکر حامل همه ایدههای اصلی اسلام است نه یک جنبه خاص . ثانیا از نظر بازی کنندگان و متعهدان به نقش .