حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
دادهاند . درست است که مکتب عشق الهی است ، علی ( ع ) هم فرمود : ²مناخ رکاب و مصارع عشاق »، ولی چرا این عشق و سلوک در صحنهای مثل صحنه کربلا ظهور کرد ؟ برای خداوند ، برای این معشوق که فرقی نمیکند . آری ، رضای خدا در فداکاری در راه دین ، در راه سعادت بشر ، در راه قیام بالقسط است که هدف پیغمبران است . چرا عرفای ما اگر عاشق صادق هستند عشقبازیهای خود را فقط در مجالس سماع به ثبوت رساندند ؟ ! عشق حسین البته عشق الهی است و عشق صادق و راستین است ، تنها در مجالس سماع اظهار نشده است . پس افتخار قیام حسینی اینست که کسانی مانند ابن عباس [ آن را ] تصویب نمی کردند . مطلق قیامهای مقدس بشر که در میان تاریکیها مانند شعله ای ظاهر میشود مورد تصویب دیگران نیست . در زمان خود ما اگر کسی مثلا به قدرتهای روحانی ما که در غیره راه خدا مصرف میشود اعتراض کند و بالاخره در مطلق مواردی که قوای اهریمنی تسلط کامل پیدا کرده [ اگر ] کسی اعتراض کند و ایراد بگیرد و قیام کند ، عقلا به او ایراد میگیرند ، او را کج سلیقه میخوانند ! این سلیقه چیست و مقیاس استقامت و اعوجاجش چیست ؟ چه خوب تعبیری دارد امیر المؤمنین درباره پیغمبر اکرم که میفرماید : « ارسله علی حین فترش من الرسل » [١] . . . « و الدنیا کاسفه النور » [٢] . . . قرآن درباره قیام ابراهیم ( ع ) میفرماید : « و لقد آتینا ابراهیم رشدهغ ( از کلمه " رشد " معلوم میشود که ابراهیم
[١] [ ترجمه : او را به هنگامی فرستاد که جهان از وجود پیامبر خالی بود ] . [٢] [ ترجمه : و دنیا نورش به خاموشی گرائیده بود ] .