حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
و هم عوام یعنی غیر علما . اما علما از آن نظر که در دوران شریعت ختمیه آنها هستند که هم باید مانع تحریف و هم رافع و زائل کننده تحریف باشند: « اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه و الا فعلیه لعنه الله » . ایضا در حدیث کافی است : « و ان لنا فی کل خلف عدولا ینفون عنا تحریف الغالین و انتحال المبطلین » . اولین وظیفه علما اینست که با نقاط ضعف مردم مبارزه کنند نه آنکه از آنها استفاده کنند . مثلا در جریان مجالس عزاداری و وعظ و خطابه ، امروز دو نقطه ضعف در مردم هست ، یکی از اینکه علاقه شدید دارند که در مجالس ، اجتماع و ازدحام زیاد شود ، دیگر اینکه میخواهند از لحاظ گریه ، مجلس بگیرد و شور بپا شود و کربلا شود . اینجا است که یک خطیب ، سر دو راهی قرار میگیرد : ازدحام را زیاد کند و مجلس را کربلا کند ، یا حقایق را بگوید که احیانا نه ازدحام میشود و نه شور و واویلا . علما باید با عوامل پیدایش تحریفات مبارزه کنند ، جلو تبلیغات دشمنان را بگیرند ، دست دشمنان را کوتاه کنند ، با اسطوره سازیها مبارزه کنند . مثلا کتاب " لؤلؤ و مرجان " حاجی نوری یک نوع قیام به وظیفه به نحو شایسته است که این مرد بزرگ کرده است و ما امروز از نتیجه کار این مرد بزرگ استفاده میکنیم . علما باید فضائح و رسوائی دروغگویان را ظاهر کنند . ( لهذا میگویند از موارد جواز غیبت ، " جرح " راوی حدیث است . ) علما باید متن واقعی احادیث معتبر ، سیمای واقعی شخصیتهای بزرگ ، متن واقعی حوادث تاریخی را در اختیار مردم بگذارند و به دروغ بودن دروغها اشاره و تصریح کنند .