حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧
لازم است ، به قدر بال مگسی اشک بریزد و همان کافی است که جواب
دروغگوئیها ، خیانتها ، شرابخواریها ، رباخواریها ، ظلمها و آدمکشیها
بشود ! مکتب امام حسین بجای اینکه مکتب احیاء احکام دین باشد ، مکتب ²
اشهد انک قد اقمت الصلاش و آتیت الزکاش و أمرت بالمعروف و نهیت عن
المنکر » باشد ، و همانطور که خودش فرمود : « ارید ان آمر بالمعروف ، و
انهی عن المنکر » ، مکتب ابن زیاد سازی و یزید سازی شد .
در این زمینه است که افسانهها ساخته شده از قبیل داستان مردی که سر
راه را میگرفت و آدمها را میکشت و لخت میکرد ، اطلاع پیدا کرد که
قافلهای از زوار حسینی امشب از فلان نقطه عبور میکنند ، در گردنهای کمین
کرد و در حالی که انتظار میکشید خوابش برد و قافله آمد و گذشت و او
متوجه نشد . قافله که میگذشت ، گرد و غبار بلند شده بود و روی لباسها و
بدن او نشست . در همین حال خواب دید که قیامت بپا شده و او را هم کشان
کشان به طرف جهنم میبرند به جرم خونهای نا حقی که ریخته و مالهایی که
دزدیده و امنیتی که سلب کرده است ( زیرا از نظر اسلام اینها محارب
خوانده میشوند « و انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله . . . ان یقتلوا
أو یصلبوا أو تقطع ایدیهم »[١] . . . رجوع شود به تفسیر آیه و به بحث
فقهی مطلب ) ولی همینکه به نزدیک جهنم رسید ، جهنم از قبول او امتناع
کرد و امر شد او را برگردانید زیرا این کسی است که در وقتی که در خواب
بوده ، غبار زوار حسینی بر روی او نشسته است !
[١] سوره مائده ، آیه . ٣٣