حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
کریسمس معمول است ، ممکن است تشویق به جهاد در او باشد ، اما تشویق به
تنهایی کافی نیست ، حب و بغض باید با هم توأم باشد تا روح مبارزه در
شخص پیدا بشود [١] . احیاء روح مبارزه به این است که مظاهر ظلم و کفر
همواره در برابر فرض بشود و به آنها لعن و نفرین شود و آرزوی قطع و قمع
آنها تلقین گردد ، همان طور که در رمی جمرات همیشه ما باید شیطان را
مجسم فرض کنیم و به او سنگ پرتاب کنیم . غرض این نیست که آرزوی مردن
فقط تلقین شود . آرزوی مردن فقط خوب نیست . غرض آرزوی شهادت است .
آرزوی شهادت وقتی محقق میگردد که انسان خود را در مقابل صف مخالف
ببیند و از پیشرفت آنها و عملی شدن نقشه آنها در اجتماعی متاثر گردد ، و
توأم با اشک شوق برای خوبان و سرمشقهای عالی انسانیت ، آتش خشمش برای
مظاهر کفر و ظلم زبانه کشد . ما در ورقه های " تعلیمات اجتماعی " [٢] به مسئله حب و بغضهای منطقی در مقابل حب و بغضهای عاطفی ان شاء
الله اشاره خواهیم کرد .
پس شهادت را اگر به مقیاس فردی بسنجیم باید موفقیت بشماریم و جشن
بگیریم و شادی کنیم ، ولی اگر به مقیاس اجتماعی در نظر بگیریم باید از
یک نظر آنرا شکست جامعه بدانیم ، جامعهای
[١] و به عبارت دیگر مکتب عزای حسینی مکتب تأثر محض نیست ، مکتب ثوره و انقلاب است . در طول تاریخ اسلامی این حادثه منشأ انقلابها شده و کاخهای ظلم را در اثر برانگیختن تأثر و بغض منطقی و اجتماعی واژگون کرده است و در آینده نیز خواهد کرد . [٢] [ مطالب این ورقهها در سلسله یادداشتهای استاد شهید به چاپ خواهد رسید ] .