حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
شکوه معنوی و تشکیل مجالس و عظ و خطابه و اشک شوق ریختن و کسب تقرب
به خداوند ، و تعلیم و تربیت .
یادم هست در ایام اقامت در قم کتابی از " محمد مسعود " خواندم که
در آن مقایسهای کرده بود بین نوع بزرگداشت مسیحیان کشته شدن عیسی را (
به زعم خودشان ، و اما به عقیده ما که از قرآن متخذ است : « و ما قتلوه
و ما صلبوه و لکن شبه لهم »[١] و بزرگداشت ما شهادت اباعبدالله را ،
و ترجیح داده بود کار آنها را از این نظر که آنها شهادت پیشوای خود را
موفقیت میشمارند و ما شکست ، لهذا آنها شادی میکنند و ما میگرییم .
بعدها من این اعتراض را از دیگران هم شنیدم و یکی از رموز تقدم آنها و
تأخر ما را همین مطلب ذکر میکردند . در جواب عرض میکنم : اعتراض
کنندهها از یک نکته غافل ماندهاند و آن اینکه اگر ما قضیه را تنها با
مقیاس شخصی و اخلاق فردی بسنجیم ، مطلب همان است که آن آقایان گفتهاند
. از این نظر در منطق خود اسلام هم شهادت موفقیت است نه شکست . مگر نه
این است که علی ( ع ) همواره آرزوی شهادت میکرد و میگفت : « لالف ضربة
بالسیف اهون علی من میتة علی فراش » [٢] . . . مگر نمی گفت :
« و الله لابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه » [٣] . مگر بلا
فاصله پس از ضربت
[١] سوره نساء ، آیه ١٥٧ [ نه او را کشتند و نه به دارش آویختند و لیکن امر بر آنها مشتبه شده است ] . [٢] نهج البلاغه ، خطبه . ١٢١ [ همانا هزار ضربه شمشیر برای من از مردن در بستر آسانتر است ] . [٣] نهج البلاغه ، خطبه . ٥ [ به خدا سوگند انس پسر ابیطالب به مرگ از انس کودک به پستان مادرش بیشتر است ] .